قصاید و قطعات

رودکی

شمارهٔ ۱۸

رودکی
زمانه ، پندی آزادوار داد مرا زمانه، چون نگری، سربه سر همه پندست
به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری بسا کسا! که به روز تو آرزومندست
زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه کرا زبان نه به بندست پای دربندست