قصاید و قطعات

رودکی

شمارهٔ ۱۳

رودکی
رودکی چنگ بر گرفت و نواخت باده انداز، کو سرود انداخت
زان عقیقین میی، که هر که بدید از عقیق گداخته نشناخت
هر دو یک گوهرند، لیک به طبع این بیفسرد و آن دگر بگداخت
نابسوده دو دست رنگین کرد ناچشیده به تارک اندر تاخت