غزلیات

رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۸۶

رضی‌الدین آرتیمانی
بهار و باده و عشق و جوانی غنیمت دان غینمت تا توانی
ز من آموخت زلفش تیره روزی بمن آموخت چشمش ناتوانی
ندیدم جز خطا از خط و خالش نمیدارد وفا هندوستانی
من آن مزدور محرومم که کارم گل داغی بمزد باغبانی
چه پرسی از رضی نام و نشانش غلام تو، سگ تو، هر چه خوانی