غزلیات

رضی‌الدین آرتیمانی

غزل شمارهٔ ۲۱

رضی‌الدین آرتیمانی
غم عشق تو ای حور پریزاد ز غم های جهانم کرد آزاد
چه غم از خاطرت رفتم و لیکن غمت ما را نخواهد رفت از یاد
به اهل درد، خوبان را سری نیست به هرزه عمر ضایع کرد فرهاد
شکیبم رفت و دین و دانشم شد ز دست این دل دیوانه فریاد
رضی گویا ز هجران مرده باشد که نامش از زبان خلق افتاد