رباعیات
شمارهٔ ۴ - در تغزل
رشیدالدین وطواط
معشوقه دلم بتیر اندوه بخست
حیران شدم و کسم نمی گیرد دست
مسکین تن من بپای محنت شد پست
دست غم دوست پشت من خرد شکست