چند قطعه

رهی معیری

سایه اندوه

رهی معیری
هر چه کمتر شود فروغ حیات رنج را جانگدازتر بینی
سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه ها را درازتر بینی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با نگاهی فلسفی به سیر عمر، رابطه میان نزدیک شدن به پایان زندگی و درک عمیق‌تر رنج‌ها را به تصویر می‌کشند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیلی طبیعت‌گرایانه، زوال حیات را به حرکت خورشید به سوی مغرب تشبیه کرده است.

در این فضای اندیشناک، پیری و فرسودگی جان با طولانی شدن سایه‌ها هم‌ردیف گشته و این نکته را گوشزد می‌کند که با کم‌سو شدن فروغ امید و جوانی، سختی‌های زندگی گویی ابعادی گسترده‌تر و طاقت‌فرساتر می‌یابند.

معنای روان

هر چه کمتر شود فروغ حیات رنج را جانگدازتر بینی

هر اندازه که روشنایی و گرمای زندگی و نیروی جوانی رو به کاهش بگذارد، رنج‌های زندگی را جان‌کاه‌تر و دردناک‌تر از گذشته احساس خواهی کرد.

نکته ادبی: فروغ حیات استعاره‌ای از جوانی و شور زیستن است و جانگداز به معنای سوزاننده جان است.

سوی مغرب چو رو کند خورشید سایه ها را درازتر بینی

هنگامی که خورشید به سمت غروب و مغرب متمایل می‌شود، سایه‌ها بلندتر و کشیده‌تر از قبل به چشم می‌آیند.

نکته ادبی: سوی مغرب رو کردن خورشید کنایه‌ای لطیف از حرکت به سوی پایان عمر و دوران پیری است.

آرایه‌های ادبی

استعاره فروغ حیات

به کار بردن واژه نور و فروغ برای توصیف کیفیت زندگی و شور و نشاط جوانی.

تمثیل کل ابیات

تشبیه بلند شدن سایه‌ها در هنگام غروب به عمیق‌تر شدن و طولانی‌تر شدن رنج‌ها در دوران پیری.

کنایه سوی مغرب رو کردن خورشید

کنایه از نزدیک شدن به زمان مرگ و پایان یافتن فرصت‌های زندگی.