چند قطعه

رهی معیری

پاس ادب

رهی معیری
پاس ادب به حد کفایت نگاه دار خواهی اگر ز بی ادبان یابی ایمنی
با کم ز خویش هر که نشیند به دوستی با عز و حرمت خود خیزد به دشمنی
در خون نشست غنچه که شد همنشین خار گردن فراخت سرو ز بر چیده دامنی
افتاده باش لیک نه چندان که همچو خاک پامال هر نبهره شوی از فروتنی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با تکیه‌ای حکیمانه بر ضرورت حفظ کرامت انسانی و رعایت حدود روابط اجتماعی، مخاطب را به هوشمندی در معاشرت و اعتدال در فروتنی فرا می‌خواند. شاعر بر این باور است که شأن و جایگاه هر فرد در گرو انتخابی است که برای همنشینان خود دارد و بی‌توجهی به این حدود، زمینه‌ساز آسیب دیدن عزت و احترام آدمی است.

درونمایه اصلی این کلام، دعوت به وقار و دوری از افراط و تفریط در رفتارهای اجتماعی است؛ به طوری که نه باید چنان از خود بیخود شد که در برابر نااهلان حقارت پذیرفت، و نه چنان دچار تکبر بود که از دایره ادب خارج شد. این سخن، توصیه‌ای برای زیستنی با عزت و دور از آسیب‌های همنشینی‌های نامناسب است.

معنای روان

پاس ادب به حد کفایت نگاه دار خواهی اگر ز بی ادبان یابی ایمنی

اگر طالب آن هستی که از آسیب و گزند افراد بی‌ادب در امان بمانی، باید در رفتار و گفتار خود، ادب و نزاکت را به اندازه لازم و کافی رعایت کنی.

نکته ادبی: واژه «پاس» در اینجا به معنای محافظت و رعایت کردن است که در متون کلاسیک برای حفظ حرمت به کار می‌رود.

با کم ز خویش هر که نشیند به دوستی با عز و حرمت خود خیزد به دشمنی

هر کس که با افراد فرومایه‌تر از خود دوستی کند، سرانجام با دست خودش باعث می‌شود که آبرو و اعتبارش در معرض اهانت و دشمنی قرار گیرد.

نکته ادبی: ترکیب «کم ز خویش» به معنای کسی است که از نظر مرتبه اخلاقی یا اجتماعی در جایگاه پایین‌تری قرار دارد.

در خون نشست غنچه که شد همنشین خار گردن فراخت سرو ز بر چیده دامنی

غنچه گل به این دلیل آسیب دید و خونین شد که با خار همنشین شد، اما درخت سرو به این دلیل سربلند و آزاد ماند که دامن خود را از آلودگی و تماس با ناپاکان جمع کرد و فاصله گرفت.

نکته ادبی: «گردن فراختن» به معنای سربلندی و عزت است و «دامن چیدن» کنایه از دوری کردن از آسیب‌هاست.

افتاده باش لیک نه چندان که همچو خاک پامال هر نبهره شوی از فروتنی

انسان باید متواضع و فروتن باشد، اما این فروتنی نباید به حدی باشد که مانند خاک، زیر پای هر فرد نادان و بی‌ارزشی لگدمال شوی.

نکته ادبی: «نبهره» واژه‌ای کهن به معنای فرد بی‌خرد، ناتوان یا بی‌بهره از فضیلت است.

آرایه‌های ادبی

تمثیل غنچه و خار در مقابل سرو

شاعر با استفاده از تصویر غنچه و خار، پیامد همنشینی با نااهلان را به تصویر کشیده و با سرو، نتیجه دوری از آن‌ها را مقایسه کرده است.

تضاد دوستی و دشمنی

قرار دادن این دو واژه در کنار هم، بیانگر پیامد ناخوشایند انتخاب ناصحیح دوست است.

کنایه خاک شدن و پامال شدن

اشاره به حد افراط در فروتنی که منجر به از دست رفتن عزت نفس می‌شود.