چند قطعه

رهی معیری

راز خوشدلی

رهی معیری
حادثات فلکی چون نه به دست من و توست رنجه از غم چه کنی جان و تن خویشتنا؟
مردم دانا اندوه نخورد بهر دوکار آنچه خواهد شدنا و آنچه نخواهد شدنا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات در ستایش خردمندی و پذیرش تقدیر سروده شده‌اند. شاعر با نگاهی حکیمانه، ریشه بخش بزرگی از رنج‌های انسان را ناشی از تلاش برای تغییر آنچه در اختیار او نیست و نیز نگرانی بیهوده برای آینده می‌داند.

پیام اصلی این اثر، دعوت به آرامش و رهایی از بند اندوهِ بی‌حاصل است؛ چرا که غم خوردن برای آنچه ناگزیر به وقوع می‌پیوندد یا آنچه هرگز رخ نخواهد داد، تنها فرسایش روح و تن آدمی را به دنبال دارد.

معنای روان

حادثات فلکی چون نه به دست من و توست رنجه از غم چه کنی جان و تن خویشتنا؟

چون رویدادهای سرنوشت و تقدیر خارج از توان و اختیار ماست، چرا بیهوده جسم و جان خود را در آتش غصه و اندوه می‌سوزانی؟

نکته ادبی: حادثات فلکی استعاره‌ای است از تقدیر و سرنوشت که در قدیم آن را به چرخش افلاک نسبت می‌دادند. استفاده از واژه «خویشتنا» با «الف» در انتها، برای رعایت وزن و قافیه است که در سبک‌های کهن مرسوم بوده است.

مردم دانا اندوه نخورد بهر دوکار آنچه خواهد شدنا و آنچه نخواهد شدنا

افراد هوشمند و آگاه، برای دو موضوع هرگز غمگین نمی‌شوند: نخست آنچه که تقدیرش رقم خورده و حتماً روی خواهد داد، و دوم آنچه که در سرنوشت نیست و هرگز رخ نخواهد داد.

نکته ادبی: واژه «شدنا» صورتی خاص و کهن از فعل «شدن» است که شاعر با افزودن «الف» در انتها، آن را با قافیه بیت اول هماهنگ کرده است.

آرایه‌های ادبی

کنایه حادثات فلکی

اشاره به تقدیر و سرنوشت که از دیدگاه قدما تحت تأثیر چرخش افلاک بوده و خارج از کنترل انسان است.

تضاد خواهد شد و نخواهد شد

تقابل میان رخ دادن و رخ ندادن یک واقعه برای اثبات این نکته که اندوه برای هیچ‌کدام از این دو حالت منطقی نیست.

قافیه الحاقی (نوآوری نحوی) خویشتنا و شدنا

افزودن الف در پایان واژگان برای هم‌وزن‌سازی و ایجاد قافیه که از ویژگی‌های سبکی برخی سروده‌های کهن است.