چند قطعه

رهی معیری

رازداری

رهی معیری
خویشتن داری و خموشی را هوشمندان حصار جان دانند
گر زیان بینی از بیان بینی ور زبون گردی از زبان دانند
راز دل پیش دوستان مگشای گر نخواهی که دشمنان دانند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بر ارزش والای سکوت و اهمیت خویشتن‌داری در گفتار تأکید می‌ورزند. شاعر خردمندی را در گروِ مدیریت زبان می‌داند و هشدار می‌دهد که بخش بزرگی از آسیب‌ها و شکست‌های آدمی ناشی از بی‌پروا سخن گفتن و فاش کردن اسرار درونی است.

در نگاهی کلان‌تر، این سروده زبان را تیغی دو لبه می‌داند که اگر مهار نشود، می‌تواند به جایگاه و امنیت فرد ضربه بزند. بنابراین، پرهیز از گفتار بیهوده و حفظ حریم خصوصی حتی نزد دوستان، راهکاری عقلانی برای بقا و حفظ حرمت انسانی معرفی شده است.

معنای روان

خویشتن داری و خموشی را هوشمندان حصار جان دانند

انسان‌های خردمند و آگاه، خویشتن‌داری و سکوت را به مثابه حصار و دژی مستحکم برای حفاظت از جان و حریم خویش می‌دانند.

نکته ادبی: واژه «حصار» به معنای دیوار و قلعه است که در اینجا استعاره از پناهگاه و وسیله‌ای برای حفظ امنیت روانی و اجتماعی است.

گر زیان بینی از بیان بینی ور زبون گردی از زبان دانند

اگر در زندگی دچار زیان و آسیب شدی، بدان که عامل اصلی آن سخن گفتن خودت بوده است؛ همچنین اگر احساس ذلت و درماندگی کردی، علت آن را در زبان و گفتار خویش جست‌وجو کن.

نکته ادبی: استفاده از جناس ناقص میان «بیان» و «زبان» باعث شده است که آهنگ کلام بر نکته‌سنجی شاعر بیفزاید.

راز دل پیش دوستان مگشای گر نخواهی که دشمنان دانند

رازهای قلبی و نهانِ خود را پیش هیچ‌کس، حتی دوستانت، فاش مکن؛ چرا که اگر نمی‌خواهی دشمنانت از آن آگاه شوند، راهی جز پنهان نگاه داشتن راز وجود ندارد.

نکته ادبی: این بیت هشداری اخلاقی است مبنی بر اینکه امنیتِ راز، در گروِ فاش نکردن آن نزد هیچ‌کس است، زیرا هر دوست ممکن است روزی دشمن شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره حصار جان

تشبیه سکوت و خویشتن‌داری به دیواری که جان آدمی را از گزند آسیب‌ها محافظت می‌کند.

جناس و سجع بیان و زبان

به‌کارگیری دو واژه هم‌آوا در یک بیت برای تأکید بر تأثیر مخرب گفتار نسنجیده.

مراعات نظیر خویشتن‌داری، خموشی، بیان، زبان

همنشینی واژگانی که همگی در حوزه معنایی «سخن گفتن و کنترل آن» قرار دارند.