چند قطعه

رهی معیری

پاداش نیکی

رهی معیری
من نگویم ترک آیین مروت کن ولی این فضیلت با تو خلق سفله را دشمن کند
تار و پودش را ز کین توزی همی خواهند سوخت هر که همچون شمع بزم دیگران روشن کند
گفت با صاحبدلی مردی که بهمان در نهفت قصد دارد تا به تیغت سر جدا از تن کند
نیکمردش گفت باور نایدم این گفته ز آنک من باو نیکی نکردم تا بدی با من کند
میکنند از دشمنی نا دوستان با دوستان آنچه آتش با گیاه و برق با خرمن کند
دور شو زین مردم نا اهل دور از مردمی دیو گردد هر که آمیزش به اهریمن کند
منزلت خواهی مکان در کنج تنهایی گزین گنج گوهر بین که در ویرانه ها مسکن کند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با نگاهی عبرت‌آمیز به مناسبات انسانی می‌پردازد و هشدار می‌دهد که در میان مردم پست و دون‌مایه، نیکی کردن و بهره‌مندی از فضایل اخلاقی، نه تنها مایه سپاس نیست، بلکه می‌تواند خشم و کینه آنان را برانگیزد. شاعر به صراحت بیان می‌کند که انسان‌های فاضل و روشن‌ضمیر، به واسطه خوبی‌هایشان، اغلب مورد حسد و دشمنی افراد فرومایه قرار می‌گیرند.

در نهایت، متن با رویکردی حکیمانه، دوری گزیدن از همنشینی با افراد نااهل را راهکاری برای حفظ شرافت و سلامت نفس می‌داند. توصیه به خلوت‌گزینی در پایان اثر، نه به معنای انزوای منفی، بلکه دعوتی به یافتن گوهر وجودی در آرامشِ تنهایی است؛ چرا که گوهرِ ارزشمند در ناآرامی و همهمه با دون‌مایگان گم می‌شود.

معنای روان

من نگویم ترک آیین مروت کن ولی این فضیلت با تو خلق سفله را دشمن کند

نمی‌گویم که آیین جوانمردی و مروت را کنار بگذار و بی‌اعتنا باش، اما آگاه باش که این خصلتِ پسندیده تو، باعث می‌شود که انسان‌های پست و فرومایه با تو دشمن شوند.

نکته ادبی: ترکیب «سفله» در متون کهن به معنای فرومایه و دون‌همت است.

تار و پودش را ز کین توزی همی خواهند سوخت هر که همچون شمع بزم دیگران روشن کند

کسی که مانند شمع برای هدایت و روشناییِ دیگران می‌سوزد، افراد کینه‌توز و بدذات، تار و پود وجودش را به آتش می‌کشند و او را نابود می‌کنند.

نکته ادبی: تشبیه «همچون شمع» در اینجا اشاره به ایثار و گذشتِ فردِ روشنگر دارد.

گفت با صاحبدلی مردی که بهمان در نهفت قصد دارد تا به تیغت سر جدا از تن کند

شخصی به انسانی صاحب‌دل و دانا گفت: فلان‌کس در پنهان قصد دارد که با شمشیر، سر از بدنت جدا کند.

نکته ادبی: «صاحبدل» به معنای عارف، دانا و کسی است که قلبی آگاه دارد.

نیکمردش گفت باور نایدم این گفته ز آنک من باو نیکی نکردم تا بدی با من کند

آن مردِ نیک‌سرشت در پاسخ گفت: این حرف را باور نمی‌کنم، چرا که من هرگز به او نیکی نکرده‌ام تا حالا بخواهد در پاسخ به نیکی من، بدی کند.

نکته ادبی: اشاره به ضرب‌المثل «نیکی که از حد بگذرد نادان خیال بد کند».

میکنند از دشمنی نا دوستان با دوستان آنچه آتش با گیاه و برق با خرمن کند

انسان‌های نااهل، با دوستان خود چنان دشمنی می‌کنند که آتش با گیاه و صاعقه با خرمنِ محصول می‌کند؛ یعنی بی‌رحمانه همه چیز را به خاکستر تبدیل می‌کنند.

نکته ادبی: تشبیه مرکب برای نشان دادن عمقِ تخریب و دشمنی.

دور شو زین مردم نا اهل دور از مردمی دیو گردد هر که آمیزش به اهریمن کند

از این مردمِ بی‌اصل و نسب که از انسانیت بویی نبرده‌اند دوری کن؛ زیرا هر کس با شیطان همنشین شود، خودش نیز خوی شیطانی می‌گیرد.

نکته ادبی: «اهریمن» نماد پلیدی و شیطان در فرهنگ اساطیری ایران است.

منزلت خواهی مکان در کنج تنهایی گزین گنج گوهر بین که در ویرانه ها مسکن کند

اگر خواهانِ ارج و قرب و منزلت واقعی هستی، گوشه تنهایی را برای خود انتخاب کن؛ بنگر که چگونه جواهر گران‌بها در دلِ ویرانه‌ها و دور از چشمِ همگان، جای دارد.

نکته ادبی: تضاد میان «ویرانه» و «گنج» برای بیان ارزشِ والایِ خلوت‌گزینی.

آرایه‌های ادبی

تشبیه همچون شمع

تشبیه کسی که برای دیگران می‌سوزد و روشنگری می‌کند به شمع که در حال سوختن نور می‌بخشد.

تضاد ویرانه و گنج

قرار دادن دو مفهومِ مخالف در کنار هم برای نشان دادن اینکه ارزش‌های والا در مکان‌های غیرمنتظره و خلوت یافت می‌شوند.

تمثیل آتش با گیاه و برق با خرمن

استفاده از یک رخداد طبیعی برای تبیین نحوه برخورد دشمنان با دوستان.