چند قطعه

رهی معیری

موی سپید

رهی معیری
رهی بگونه چون لاله برگ غره مباش که روزگارش چون شنبلید گرداند
گرت به فر جوانی امیدواری هاست جهان پیر ترا نا امید گرداند
گر از دمیدن موی سپید بر سر خلق زمانه آیت پیری پدید گرداند
دریغ و درد که مویی نماند بر سر من که روزگار به پیری سپید گرداند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات با زبانی نصیحت‌آمیز، بر گذر سریع عمر و ناپایداری زیبایی و جوانی تأکید دارد. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، مخاطب را از دلبستگی به ظاهر فریبنده جوانی برحذر می‌دارد و به یادآوری سرنوشت محتوم انسان یعنی پیری و فرسودگی می‌پردازد.

فضای کلی حاکم بر این سخن، اندوهی آگاهانه و عبرت‌جویانه است که در بیت پایانی به طنزی تلخ و حسرت‌بار بدل می‌شود. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه، فرجام جوانی را که همان سپیدی مو و در نهایتِ آن، تنهایی و زوال است، به تصویر می‌کشد.

معنای روان

رهی بگونه چون لاله برگ غره مباش که روزگارش چون شنبلید گرداند

ای رهی، به سرخی و زیبایی چهره‌ات مانند گل لاله مغرور نباش، چرا که گردش روزگار به زودی آن را همچون گیاه خشک و زرد (شنبلید) پژمرده و دگرگون می‌سازد.

نکته ادبی: شنبلید در اینجا استعاره از چهره‌ای است که طراوت خود را از دست داده و زرد گشته است.

گرت به فر جوانی امیدواری هاست جهان پیر ترا نا امید گرداند

اگر به شکوه و نیروی دوران جوانی دل بسته‌ای و امیدهای فراوان در سر داری، بدان که این جهانِ پیر و با‌تجربه، سرانجام تمام آرزوهای تو را به ناامیدی بدل خواهد کرد.

نکته ادبی: واژه «فر» به معنای شکوه و جلال است و تقابل میان جوانی و جهان پیر، تضادی برای نشان دادن بی‌اعتباری دنیاست.

گر از دمیدن موی سپید بر سر خلق زمانه آیت پیری پدید گرداند

اگر زمانه با روییدن موی سپید بر سر مردمان، نشانه‌ای از پیری پدید می‌آورد و آن را آشکار می‌کند،

نکته ادبی: آیت در اینجا به معنای نشانه و علامت است که در متون کهن برای اشاره به پدیده‌های عبرت‌انگیز به کار می‌رود.

دریغ و درد که مویی نماند بر سر من که روزگار به پیری سپید گرداند

افسوس و دریغ که من حتی مویی بر سر ندارم که روزگار بخواهد آن را با رسیدن پیری سفید کند (یعنی به قدری پیر شده‌ام که دیگر مویی برای سپید شدن باقی نمانده است).

نکته ادبی: این بیت نمونه‌ای از طنز تلخ شاعرانه است که نشان‌دهنده‌ی نهایت فرسودگی و کچلی ناشی از کهولت سن است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه بگونه چون لاله

تشبیه چهره به برگ لاله برای نشان دادن سرخی و طراوت جوانی.

تضاد جوانی و پیری

تقابل میان دو مرحله زندگی برای تأکید بر ناپایداری عمر.

کنایه دریغ و درد

کنایه از حسرت خوردن و اندوه عمیق نسبت به گذر عمر.

مراعات نظیر مو، سر، سپید

هم‌نشینی کلماتی که در یک حوزه معنایی مشترک (آناتومی و پیری) قرار دارند.