چند قطعه

رهی معیری

ابنای روزگار

رهی معیری
یاری از ناکسان امید مدار ای که با خوی زشت یار نه ای
سگدلان لقمه خوار یکدیگرند خون خوری گر از آن شمار نه ا ی
همچو صبحت شود گریبان چاک ای که چون شب سیاهکار نه ای
پایمال خسان شوی چون خاک گر جهانسوز چون شرار نه ای
ره نیابی به گنج خانه بخت جانگزا گر بسان مار نه ای
تا چو گل شیوه ات کم آزاری است ایمن از رنج نیش خار نه ای
روزگارت به جان بود دشمن ای که همرنگ روزگار نه ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر با نگاهی واقع‌گرایانه و اندکی تلخ‌بینانه به روابط انسانی و ماهیتِ روزگار سروده شده است. شاعر با زبانی پندآموز، بر این باور است که در دنیایی که زشتی‌ها و بی‌رحمی‌ها در آن ریشه دوانده‌اند، پاک‌دلی و ساده‌زیستی به تنهایی دستمایه‌ی امنیت نیست، بلکه گاهی موجبِ آسیب‌پذیری و شکستِ انسان در برابرِ پلیدی‌ها می‌شود.

مفهومِ محوریِ شعر، دعوت به نوعی انعطاف و سخت‌گیری در برابر سختی‌هاست. شاعر معتقد است که اگر انسان هم‌رنگِ جماعتِ بی‌رحم نباشد، لاجرم در برابر ستم و گزندِ آنان، چون گلی در میان خارها و یا صبحی که گریبانش به دست تاریکیِ شب دریده می‌شود، بی‌دفاع خواهد ماند و به جایگاهِ حقیقیِ خود در زندگی دست نخواهد یافت.

معنای روان

یاری از ناکسان امید مدار ای که با خوی زشت یار نه ای

امید و انتظارِ یاری و همراهی از فرومایگان نداشته باش؛ به‌ویژه که تو از نظرِ اخلاقی با آن‌ها هم‌سو نیستی و خوی ناپسند آنان را در نهادِ خود نداری.

نکته ادبی: ناکسان: ترکیبِ نفی و کسان، به معنای افرادی که فاقدِ جوهرِ انسانیت و اصالت هستند.

سگدلان لقمه خوار یکدیگرند خون خوری گر از آن شمار نه ا ی

آدم‌های بی‌رحم و پست‌فطرت، برای منافعِ خود به یکدیگر حمله می‌کنند و رقیبِ یکدیگرند. اگر تو هم‌جنس و هم‌مرامِ آنان نباشی، چاره‌ای جز رنج کشیدن و خون دل خوردن در برابر ستمگری‌هایشان نداری.

نکته ادبی: سگ‌دلان: کنایه از افرادِ سنگ‌دل و بی‌رحم که به پستی شهرت دارند.

همچو صبحت شود گریبان چاک ای که چون شب سیاهکار نه ای

اگر تو همانند شب، سیاه‌دل و اهلِ شرارت نیستی، مانند صبح که در پایانِ شب گریبانش به دستِ تاریکی دریده می‌شود، بی‌پناه و آسیب‌پذیر خواهی بود.

نکته ادبی: گریبان‌چاک: کنایه از بی‌دفاع بودن، شکست خوردن و مغلوب شدن در برابر حوادث.

پایمال خسان شوی چون خاک گر جهانسوز چون شرار نه ای

اگر در برابر سختی‌ها و دشمنان، چون شراره‌ی آتش، سوزنده و برنده‌ نباشی، همانند خاکِ زیرِ پا، لگدمالِ انسان‌های فرومایه و پست خواهی شد.

نکته ادبی: خسان: جمعِ خس، به معنای افراد پست، بی‌مقدار و بی‌ارزش.

ره نیابی به گنج خانه بخت جانگزا گر بسان مار نه ای

تو به گنجینه‌ی خوش‌بختی و کامیابی دست نخواهی یافت، مگر آنکه همانند مار، زهرآگین و خطرناک باشی تا دیگران از تو هراس داشته باشند و راه را برایت بگشایند.

نکته ادبی: جان‌گزا: به معنای آنچه جان را آزار می‌دهد، در اینجا کنایه از تندی و گزندگیِ رفتاری است.

تا چو گل شیوه ات کم آزاری است ایمن از رنج نیش خار نه ای

تا زمانی که شیوه‌ی زندگیِ تو، همچون گل، بی‌زیانی و مهربانی است، هرگز از گزندِ آسیب‌ها و رنج‌های خارگونه‌ی دنیا در امان نخواهی ماند.

نکته ادبی: کم‌آزاری: ویژگیِ کسانی که اهلِ تعرض به دیگران نیستند؛ در اینجا به عنوان عاملی برای آسیب‌پذیری یاد شده است.

روزگارت به جان بود دشمن ای که همرنگ روزگار نه ای

اگر تو خود را با مقتضیات زمانه وفق ندهی و هم‌رنگِ سیاهی‌ها و بی‌رحمی‌های روزگار نشوی، بدان که روزگار با تمامِ توانش به جنگِ جانِ تو خواهد آمد و تو را از پای درخواهد آورد.

نکته ادبی: هم‌رنگِ روزگار: کنایه از مصلحت‌اندیشی و همنوایی با سیاست‌های زمانه برای بقا.

آرایه‌های ادبی

استعاره سگدلان

استفاده از این واژه برای اشاره به انسان‌های بی‌رحم و بی‌صفت که برای لقمه‌ای نان یا نفعی اندک به هم‌نوعانِ خود حمله می‌کنند.

تشبیه همچو صبحت

تشبیه کردنِ فردِ نیک‌سرشت به صبح که در اثرِ غلبه‌ی تاریکیِ شب (بدکاران)، گریبانش چاک می‌شود.

تشبیه بسان مار

تشبیه کردنِ رفتارهای لازم برای بقا به ماهیتِ خطرناک و زهرآگینِ مار برای ترساندنِ دشمنان.

کنایه پایمال خسان شوی

کنایه از حقیر شدن و شکست خوردن در برابر افرادِ پست و بی‌مقدار.