چند قطعه

رهی معیری

دشمن و دوست

رهی معیری
دیگران از صدمه اعدا همی نالند و من از جفای دوستان گریم چو ابر بهمنی
سست عهد و سرد مهرند این رفیقان همچو گل ضایع آن عمری که با این سست عهدان سر کنی
دوستان را می نپاید الفت و یاری ولی دشمنان را همچنان بر جاست کید و ریمنی
کاش بودندی به گیتی استوار و دیرپای دوستان در دوستی چون دشمنان در دشمنی