رباعیها

رهی معیری

جدایی

رهی معیری
ای بی خبر از محنت روز افزونم دانم که ندانی از جدایی چونم
باز آی که سرگشته تر ازفرهادم دریاب که دیوانه تراز مجنونم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی سوزناک و حزین، از رنج بی‌پایانِ دوری و بی‌خبریِ معشوق از حال‌ و روزِ پریشانِ خود سخن می‌گوید. او با بیانی صمیمانه، معشوق را به بازگشت و توجه به احوال خویش فرا می‌خواند.

درونمایه‌ اصلی این سروده، شدتِ حیرت و سرگشتگی در راه عشق است. شاعر برای نشان دادن عمقِ بی‌قراری خود، به شخصیت‌های اساطیری و عاشقانه کهن توسل می‌جوید تا ثابت کند که رنجِ او از هر عاشقِ دیگری در تاریخ، فراتر رفته است.

معنای روان

ای بی خبر از محنت روز افزونم دانم که ندانی از جدایی چونم

ای کسی که از رنج و اندوه من که هر روز لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شود غافلی؛ من یقین دارم که تو از حال و روزِ من که به دلیل دوری از تو تا چه حد وخیم و دردناک است، هیچ آگاهی نداری.

نکته ادبی: محنت به معنای رنج و اندوه است و روز افزون به معنای چیزی است که هر روز رو به فزونی می‌گذارد؛ این ترکیب نشان‌دهنده شدت گرفتن تدریجی غم است.

باز آی که سرگشته تر ازفرهادم دریاب که دیوانه تراز مجنونم

به سوی من بازگرد که از نظر سرگشتگی و حیرانی، وضعیتم از فرهادِ کوه‌کن هم بدتر است؛ پس به دادِ من برس و حالم را دریاب که از شدت دیوانگیِ ناشی از عشق، از مجنون هم مجنون‌تر شده‌ام.

نکته ادبی: سرگشته در اینجا به معنای حیران و سرگردان در وادی عشق است و دریاب به معنای توجه کردن به حالِ کسی و یاری رساندن به اوست.

آرایه‌های ادبی

تلمیح فرهاد، مجنون

اشاره به دو عاشق اساطیری و ادبی در فرهنگ فارسی برای تأکید بر شدتِ رنج و دیوانگیِ شاعر.

مبالغه سرگشته‌تر از فرهادم، دیوانه‌تر از مجنونم

ادعای برتری در رنج و جنون نسبت به معروف‌ترین عشاقِ تاریخ برای بیانِ نهایتِ درد.

ندا ای بی خبر

آغاز سخن با خطاب قرار دادن معشوق برای تأکید بر مظلومیتِ عاشق در غیاب او.