رباعیها

رهی معیری

مردم چشم

رهی معیری
بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم بنشست ز دوریت به خون مردم چشم
افتادی اگر ز چشم مردم چون اشک در چشم منی عزیز چون مردم چشم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های دقیق از اعضای چهره، به‌ویژه «چشم»، شدتِ فراق و عمقِ وفاداری خود را به تصویر می‌کشد. فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از اندوهِ ناشی از دوری و عشقی بی‌قید و شرط است که مرزهای نگاهِ عمومی به معشوق را درمی‌نوردد.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، ستایشِ معشوق در اوجِ غربت و نادیده‌گرفته‌شدن از سوی دیگران است. شاعر با بهره‌گیری از ظرافت‌های زبانی، جایگاه رفیع معشوق را در قلب و جان خود، فارغ از قضاوت‌های بیرونی، یادآور می‌شود.

معنای روان

بی روی تو گشت لاله گون مردم چشم بنشست ز دوریت به خون مردم چشم

به خاطر دوری از چهره‌ات، مردمک چشمانم از شدت گریه به رنگ لاله (سرخ) درآمده و از غم فراقت، چشمانم غرق در خون شده است.

نکته ادبی: «مردم چشم» در اینجا به معنای مردمک چشم است که با استعاره از خون‌باریدن، شدت اندوه را می‌رساند.

افتادی اگر ز چشم مردم چون اشک در چشم منی عزیز چون مردم چشم

اگر از دیدگان مردم افتاده‌ای و نزد آنان بی‌اعتبار شده‌ای، نگران نباش؛ چرا که تو برای من همچون مردمک چشم، عزیز و حیاتی هستی.

نکته ادبی: «از چشم افتادن» کنایه از بی‌اعتبار شدن و از دست دادنِ جایگاهِ اجتماعی است که در تضاد با جایگاهِ رفیع معشوق نزدِ عاشق قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

جناس و ایهام مردم چشم / مردم

واژه‌ی «مردم» در ترکیب «مردم چشم» به معنای مردمک است، اما در مصراع دوم «مردم» به معنای انسان‌هاست که این تقابل معنایی، غنای هنری کلام را افزوده است.

کنایه از چشم افتادن

کنایه از بی‌ارزش شدن و از دست دادنِ محبوبیت و جایگاه در نگاه دیگران.

اغراق لاله گون شدن مردم چشم

بزرگ‌نمایی در شدتِ گریه و غم که منجر به خون‌رنگ شدنِ چشم شده است.