رباعیها

رهی معیری

دیار شب

رهی معیری
جانم به فغان چو مرغ شب می آید وز داغ تو با ناله به لب می آید
آه دل ما از آن غبار آلود است کاین قافله ازدیار شب می آید

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات فضایی مملو از حزن و اندوه ناشی از هجران را تصویر می‌کنند که در آن شاعر، جانِ بی‌قرار خود را در پیِ داغِ عشق، به مرغِ شب‌خوانی تشبیه کرده که جز ناله سرودی ندارد.

مفهومِ کلی، بیانگرِ ناامیدی و درگیریِ دل با تاریکی‌هایِ مسیرِ زندگی است؛ آنجا که روحِ انسان در «دیار شب» گرفتار شده و گرد و غبارِ این سفرِ اندوهگین، بر دلِ عاشق نشسته است.

معنای روان

جانم به فغان چو مرغ شب می آید وز داغ تو با ناله به لب می آید

روح و جان من همچون مرغِ شب‌خوان، در حال فریاد زدن است و از شدت داغی که تو بر دل من نهاده‌ای، با ناله‌هایی سوزناک بر لب می‌آید.

نکته ادبی: تشبیه جان به مرغ شب، نمادین است و بر بی‌خوابی و ناله‌های شبانه‌ی عاشق در فراق دلالت دارد.

آه دل ما از آن غبار آلود است کاین قافله ازدیار شب می آید

آهِ دلِ من از آن جهت به غبار غم آلوده است که این کاروانِ وجودِ من، در حال گذر از سرزمینی تاریک و ناامیدکننده (دیار شب) است.

نکته ادبی: قافله در اینجا نماد عمر یا مسیر زندگی است و دیار شب استعاره از دورانِ رنج و ظلمتِ هجران است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه جانم به فغان چو مرغ شب می آید

تشبیه جان به مرغ شب برای نشان دادن بی‌قراری و شب‌زنده‌داری عاشق.

استعاره دیار شب

استعاره از محیطِ آکنده از ناامیدی و اندوهِ ناشی از هجران.

مجاز قافله

اشاره به کاروانِ عمر یا روح که در حال گذر از وادیِ تاریکِ اندوه است.