رباعیها

رهی معیری

بی خبری

رهی معیری
مستان خرابات ز خود بی خبرند جمعند و ز بوی گل پراکنده ترند
ای زاهد خودپرست باما منشین مستان دگرند و خودپرستان دگرند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت با نگاهی عارفانه به تضاد میان دو نوع هستی‌شناسی می‌پردازد: یکی مستیِ حاصل از عشقِ الهی که منجر به فنای خود و رهایی از قیدِ منیت می‌شود و دیگری زهدِ ظاهری که ریشه در خودپرستی و غرور دارد.

شاعر با زبانی صریح و انتقادی، زاهدِ ظاهر‌بین را از حلقه مستانِ حقیقت‌جو جدا می‌کند و تفاوتِ بنیادینِ میانِ «بی‌خودی» و «خود‌بینی» را به تصویر می‌کشد تا بر برتریِ طریقِ عشق بر طریقِ زهدِ خشک تأکید ورزد.

معنای روان

مستان خرابات ز خود بی خبرند جمعند و ز بوی گل پراکنده ترند

عاشقانِ حقیقی که از جامِ معرفتِ الهی مست شده‌اند، از وجودِ محدودِ خویش بی‌خبرند. اگرچه در ظاهر کنار هم جمع شده‌اند، اما به دلیلِ بی‌قراری و شعفِ معنوی، همچون عطرِ گل که در همه جا پخش می‌شود، بسیار رها و پراکنده هستند.

نکته ادبی: خرابات در ادبیات عرفانی استعاره از مقامِ فنا و رهایی از قیدِ تعلقات دنیوی است. ترکیبِ ز خود بی‌خبر کنایه از فنایِ نفس است که هدفِ نهایی در عرفان تلقی می‌شود.

ای زاهد خودپرست باما منشین مستان دگرند و خودپرستان دگرند

ای زاهدی که به عبادتِ خود مغروری، با ما همنشین مباش؛ چرا که راه و مرامِ عاشقانِ بی‌خود با راه و رسمِ شما که همچنان در بندِ خودپرستی و منیّت گرفتارید، بسیار متفاوت است.

نکته ادبی: زاهد خودپرست یک ترکیبِ انتقادی است که نشان می‌دهد زهدِ بدونِ عشق، تنها راهی برای تقویتِ منیت و غرور است. تقابلِ مستان و خودپرستان محورِ اصلی تضادِ معناییِ بیت است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مستان و خودپرستان

تقابلِ میانِ رهایی‌یافتگان از نفس و بندگانِ نفس.

پارادوکس (تناقض) جمعند و پراکنده‌ترند

حضورِ جسمانی در کنارِ رهاییِ روحی و گستردگیِ وجودی.

تشبیه ز بوی گل پراکنده ترند

مانند کردنِ گستردگیِ حالتِ روحانی به پراکندگیِ عطرِ گل در فضا.