غزلها - جلد چهارم

رهی معیری

شکوه ناتمام

رهی معیری
نسیم عشق ز کوی هوس نمی آید چرا که بوی گل از خار و خس نمی آید
ز نارسایی فریاد آتشین فریاد که سوخت سینه و فریادرس نمی آید
به رهگذار طلب آبروی خویش مریز که همچو اشک روان باز پس نمی آید
ز آشنایی مردم رمیده ایم رهی که بوی مردمی از هیچ کس نمی آید