غزلها - جلد چهارم

رهی معیری

سیه مست

رهی معیری
وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟ ناله مستانه دلهای غم پرورد کو؟
ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست باد مشکین دم که بوی عشق می آورد کو؟
در بیابان جنون سرگشته ام چون گرد باد همرهی باید مرا مجنون صحرا گرد کو؟
بعد مرگم می کشان گویند درمیخانه ها آن سیه مستی که خم ها را تهی می کرد کو؟
پبش امواج خوادث پایداری سهل نیست مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟
دردمندان را دلی چون شمع می باید رهی گرنه ای بی درد اشک گرم و آه سرد کو؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از اندوه عمیق شاعر از فقدان شور، معرفت و همدلی در جامعه‌ای است که در آن معنویت و اصالت رو به زوال رفته است. شاعر با نگاهی حسرت‌بار به گذشته و جستجوی شخصیت‌های آرمانی، فضای تنهایی و غربتِ انسانِ دردآشنا را در دنیایی سرد و بی‌روح ترسیم می‌کند.

مضامین اصلی این سروده‌ها شامل غربت، جستجوی هم‌دلان، تقدیسِ جنونِ عاشقانه در برابر عقلِ مصلحت‌جو و نقدِ بی‌دردیِ اهلِ زمانه است که با بیانی سلیس و استعاری، حسی از فقدانِ یک آرمان‌شهرِ معنوی را القا می‌کند.

معنای روان

وای از این افسرده گان فریاد اهل درد کو؟ ناله مستانه دلهای غم پرورد کو؟

افسوس بر این افسرده‌دلان، فریادِ کسانی که دردِ عشق را می‌فهمند کجا رفته است؟ ناله‌های مست‌گونه و عاشقانه دل‌هایی که با غم پرورده شده‌اند، کجا هستند؟

نکته ادبی: افسرده‌گان به معنای کسانی است که ذوق و نشاط خود را از دست داده‌اند و واژه درد در اینجا به معنای رنجِ مقدس و متعالیِ عاشقانه است.

ماه مهر آیین که میزد باده با رندان کجاست باد مشکین دم که بوی عشق می آورد کو؟

آن دوستِ مهربان و باوفا که در کنار رندان و پاک‌باختگان باده می‌نوشید، کجا رفته است؟ آن بادِ معطری که بوی عشق را به مشام می‌رساند، کجا پنهان شده است؟

نکته ادبی: مهر آیین به معنای کسی است که آیین و روش او مهرورزی است و رندان در اینجا اشاره به وارستگان و بی‌اعتنایان به تظاهر است.

در بیابان جنون سرگشته ام چون گرد باد همرهی باید مرا مجنون صحرا گرد کو؟

در بیابانِ جنون و عشق، مانند گردباد سرگردان و بی‌قرارم. نیاز به همدمی دارم، آن عاشقِ دیوانه‌ای که صحراگرد بود و راهِ عشق را می‌شناخت، کجا است؟

نکته ادبی: جنون در ادب فارسی استعاره از مقامِ فراتر از عقلِ جزئی است و بیابان استعاره از وادیِ سلوک.

بعد مرگم می کشان گویند درمیخانه ها آن سیه مستی که خم ها را تهی می کرد کو؟

پس از مرگِ من، شراب‌خواران و اهلِ دل در میخانه‌ها خواهند گفت: آن عاشقِ مستی که تمامِ ظرف‌های شراب را تهی می‌کرد و غرق درِ عشق بود، کجا رفته است؟

نکته ادبی: سیه مستی اشاره به غرق شدن در افراطِ عاشقانه دارد که در ادبیات کلاسیک ستوده شده است.

پبش امواج خوادث پایداری سهل نیست مرد باید تا نیندیشد ز طوفان مرد کو؟

ایستادگی در برابر حوادث و مشکلاتِ روزگار آسان نیست. انسان باید چنان دلیری و شجاعتی داشته باشد که از طوفان‌های سهمگینِ زندگی نترسد؛ آن مردِ واقعی کجا است؟

نکته ادبی: مرد در اینجا به معنای جنسیت نیست، بلکه نمادِ انسانیت، آزادگی و استواری در برابر سختی‌هاست.

دردمندان را دلی چون شمع می باید رهی گرنه ای بی درد اشک گرم و آه سرد کو؟

ای رهی، کسی که دردمندِ واقعی است باید دلی داشته باشد که مانند شمع در حالِ سوختن و روشن‌گری باشد. اگر تو بی‌درد نیستی، پس چرا اشکِ گرم و آهِ سرد نداری؟

نکته ادبی: رهی تخلصِ شاعر است و تشبیه دل به شمع، نمادِ سوختن و در عین حال روشنایی‌بخشی است.

آرایه‌های ادبی

استفهام انکاری کو؟

پرسش‌های مکرر برای نشان دادن حسرت و نبودنِ مطلوب شاعر.

تشبیه سرگشته‌ام چون گردباد

مانند کردنِ سرگردانیِ خود به تلاطم و بی‌قراریِ گردباد.

تشبیه دلی چون شمع

توصیفِ قلبِ عاشق که باید همواره در حال سوختن و گداختن باشد.

تلمیح مجنون صحرا گرد

اشاره به شخصیت اسطوره‌ای مجنون به عنوان الگوی عاشق راستین.