غزلها - جلد چهارم

رهی معیری

ناله جویبار

رهی معیری
گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا
زرپرستی خواب راحت را ز ندگس دور کرد صرف عشرت می کنم گر یک درم باشد مرا
خواهش دل هر چه کمتر شادی جان بیشتر تا دلی بی آرزو باشد چه غم باشد مرا
در کنار من ز گرمی بر کناری ایدریغ وصل و هجران غم و شادی به هم باشد مرا
در خروش آیم چو بینم کج نهادی های خلق جویبارم ناله از هر پیچ و خم باشد مرا
گر چه در کارم چو انجم عقده ها باشد رهی چهره بگشاده ای چون صبحدم باشد مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از روحیه آزادگی و خردمندی شاعر است که در مواجهه با تلاطم‌های روزگار و بی‌وفایی‌های دنیوی، پناهگاه امن خود را در درون خویش جستجو می‌کند. شاعر با تکیه بر ساده‌زیستی و دوری از بندِ خواهش‌های نفسانی، سعی در دستیابی به آرامشی پایدار دارد که از قیدِ ناملایمات مادی و تضادهای درونیِ ناشی از روابط عاطفی، فراتر است.

در کنار این نگاه درونی، شاعر گریزی نیز به ناهنجاری‌های اجتماعی و ریاکاری‌های پیرامون می‌زند و با زبانی تمثیلی، از دشواری‌های مسیر زندگی و در عین حال، حفظِ سیمای گشاده و روحیه‌ی امیدوار خود سخن می‌گوید. این مجموعه، دعوتی است به رهایی از حرص و زیاده‌خواهی برای رسیدن به شادیِ حقیقی و روحی روشن که حتی در تاریک‌ترین شب‌های غم نیز به صبح امید می‌رسد.

معنای روان

گر چه روزی تیره تر از شام غم باشد مرا در دل روشن صفای صبحدم باشد مرا

اگرچه روزگارم از شبِ تاریکِ غم، سیاه‌تر باشد، من در دلِ روشن و باصفای خود، روشناییِ دمیدنِ صبح را دارم.

نکته ادبی: شام غم کنایه از سختی و رنج شدید است.

زرپرستی خواب راحت را ز ندگس دور کرد صرف عشرت می کنم گر یک درم باشد مرا

دنیاپرستی و مال‌اندوزی، آرامش و خوابِ خوش را از چشمِ آدمیان ربوده است؛ اما من، اگر همان اندک دارایی یعنی یک درم را داشته باشم، آن را صرفِ خوشی و شادمانی می‌کنم.

نکته ادبی: زرپرستی ترکیب وصفی مقلوب است که در اینجا به معنای مال‌دوستی مفرط به کار رفته است.

خواهش دل هر چه کمتر شادی جان بیشتر تا دلی بی آرزو باشد چه غم باشد مرا

هرچه خواسته‌ها و آرزوهای دل کمتر باشد، میزان شادی و آسایش جان بیشتر خواهد بود؛ چرا که تا وقتی دل از هرگونه خواهش و طمع خالی باشد، دیگر غمی به سراغم نخواهد آمد.

نکته ادبی: بیت بر پایه حکمتِ زهد و قناعت استوار است که در ادبیات کلاسیک جایگاهی ویژه دارد.

در کنار من ز گرمی بر کناری ایدریغ وصل و هجران غم و شادی به هم باشد مرا

افسوس که تو با وجودِ حضورِ ظاهری در کنارم، با بی‌مهری و سردی رفتار می‌کنی؛ به‌گونه‌ای که من هم‌زمان حسِ وصل و هجران، و غم و شادی را با هم تجربه می‌کنم.

نکته ادبی: برکناری در اینجا به معنای دوری گزیدن و بی‌اعتنایی عاطفی است.

در خروش آیم چو بینم کج نهادی های خلق جویبارم ناله از هر پیچ و خم باشد مرا

وقتی کج‌رفتاری و نادرستیِ مردم را می‌بینم، به خروش و فریاد می‌آیم؛ وجودِ من همچون جویباری است که از پیچ‌وخم‌های سختِ مسیر، ناله‌سراست.

نکته ادبی: کج‌نهادی به معنای بدذاتی و عدم تقوای رفتاری است.

گر چه در کارم چو انجم عقده ها باشد رهی چهره بگشاده ای چون صبحدم باشد مرا

ای رهی، اگرچه در کار و زندگی‌ام گره‌های فراوانی مانند ستارگان وجود دارد، اما باز هم سیمایی گشاده و روشن همچون صبحِ دمیده دارم.

نکته ادبی: رهی تخلص شاعر است؛ گره اشاره به مشکلات پیچیده و حل‌نشدنی است.

آرایه‌های ادبی

تضاد شام غم و صبحدم

تقابل میان تاریکیِ شب و روشنایی صبح برای نشان دادن تضاد میان رنج و امید.

تشبیه چو انجم

مانند کردن گره‌های کار به ستارگان (از نظر کثرت یا پیچیدگی).

تشبیه چون صبحدم

مانند کردن چهره گشاده به روشناییِ صبحگاه.

استعاره جویبار

شاعر وجود خود را به جویباری تشبیه کرده که در مسیر خود با سنگلاخ‌ها مواجه است و صدای ناله می‌دهد.

کنایه گره ها

کنایه از مشکلات و گرفتاری‌های پیچیده زندگی.