غزلها - جلد سوم

رهی معیری

فریاد بی‌اثر

رهی معیری
از صحبت مردم دل ناشاد گریزد چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد
پروا کند از باده کشان زاهد غافل چون کودک نادان که از استاد گریزد
دریاب که ایام گل و صبح جوانی چون برق کند جلوه و چون باد گریزد
شادی کن اگر طالب آسایش خویشی کآسودگی از خاطر ناشاد گریزد
غم در دل روشن نزند خیمهٔ اندوه چون بوم که از خانه آباد گریزد
فریاد که دردام غمت سوختگان را صبر از دل و تاثیر ز فریاد گریزد
گر چرخ دهد قوت پرواز رهی را چون بوی گل از گلشن ایجاد گریزد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویری تأمل‌برانگیز از گذرا بودنِ لحظات عمر و واکنش‌های ناخودآگاهِ انسان به جهان پیرامون ارائه می‌دهند. شاعر با بهره‌گیری از تمثیل‌هایی از طبیعت و رفتارهای انسانی، بر این نکته تأکید دارد که چگونه شادی و غم، و همچنین فرصت‌های جوانی، در پیوند با احوال درونی آدمی گریزان هستند و در بندِ این جهانِ مادی نمی‌مانند.

مضمونِ محوری، نوعی دعوت به رهایی و پذیرشِ ناپایداریِ دنیاست؛ جایی که خرد و روشنیِ جان، مانع از نفوذِ اندوه شده و آرزوی پروازِ روح از زندانِ تن و زمان، فرجامِ این نگاهِ اندیشمندانه است.

معنای روان

از صحبت مردم دل ناشاد گریزد چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد

دلِ غمگین به طور طبیعی از همنشینی با مردم کناره می‌گیرد، درست همان‌گونه که آهوی وحشی از بیمِ صیاد، به گوشه‌ای دنج می‌گریزد.

نکته ادبی: واژه «صحبت» در متون کلاسیک به معنای هم‌نشینی و مصاحبت است نه سخن گفتن.

پروا کند از باده کشان زاهد غافل چون کودک نادان که از استاد گریزد

زاهدِ نادان از اهلِ معرفت و حقیقت‌جویان دوری می‌گزیند، دقیقاً مانند کودکی که از ترسِ درس و مدرسه، از معلمِ خویش فرار می‌کند.

نکته ادبی: «باده‌کشان» در اینجا استعاره از کسانی است که از بندِ تعصباتِ ظاهری رها شده و به دنبالِ حقیقتند.

دریاب که ایام گل و صبح جوانی چون برق کند جلوه و چون باد گریزد

بدان که دورانِ جوانی و خوشی‌های عمر بسیار کوتاه است؛ همان‌طور که برق در یک لحظه می‌درخشد و باد به سرعت می‌گذرد، فرصت‌های زندگی نیز می‌گذرند.

نکته ادبی: «ایامِ گل» استعاره‌ای لطیف برای فصلِ جوانی و شادابیِ عمر است.

شادی کن اگر طالب آسایش خویشی کآسودگی از خاطر ناشاد گریزد

اگر طالبِ آرامش هستی، شادمان باش؛ چرا که آسودگی و راحتیِ خیال، هرگز به سراغِ ذهن و خاطری که همیشه اندوهگین است، نمی‌آید.

نکته ادبی: «خاطر ناشاد» کنایه از ذهنِ درگیرِ اندوه است که جایگاهِ آرامش نیست.

غم در دل روشن نزند خیمهٔ اندوه چون بوم که از خانه آباد گریزد

در دلی که روشن و امیدوار است، غم و اندوه جای نمی‌گیرد و خیمه نمی‌زند، همچون جغد (بوم) که از خانه‌ای که آباد و سرزنده باشد، گریزان است.

نکته ادبی: «بوم» به معنای جغد است که در ادبیاتِ قدیم نمادِ ویرانی و شومی بوده است.

فریاد که دردام غمت سوختگان را صبر از دل و تاثیر ز فریاد گریزد

افسوس که در دامِ عشق، صبر و شکیبایی از دست می‌رود و ناله‌ها و فریادها نیز دیگر تأثیری بر معشوق یا شرایط ندارند.

نکته ادبی: اشاره به ناتوانیِ عاشق در برابرِ هجومِ عشق و بی‌اثر بودنِ شکایت‌ها در بندِ محبت.

گر چرخ دهد قوت پرواز رهی را چون بوی گل از گلشن ایجاد گریزد

اگر سرنوشت به 'رهی' (تخلص شاعر) فرصت و توانِ پرواز بدهد، همچون عطر که از گل جدا می‌شود، از این دنیای خاکی و مادی رخت برمی‌بندد.

نکته ادبی: «رهی» تخلص شاعر است که در اینجا به عنوانِ سوژه یا فاعلِ جمله به کار رفته است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون آهوی وحشی که ز صیاد گریزد

مانند کردنِ گریزِ دلِ غمگین از مردم به گریزِ آهو از صیاد برای درکِ بهترِ حسِ انزوا.

تشبیه چون کودک نادان که از استاد گریزد

تشبیه رفتارِ زاهد در برابر حقیقت به رفتارِ کودکِ گریزپا از درس و معلم.

تمثیل چون برق کند جلوه و چون باد گریزد

استفاده از عناصرِ ناپایدارِ طبیعت (برق و باد) برای بیانِ زودگذر بودنِ جوانی.

نمادگرایی بوم که از خانه آباد گریزد

بوم (جغد) نمادِ اندوه و تاریکی است که در قلبِ روشن (خانه آباد) جایی ندارد.