غزلها - جلد سوم

رهی معیری

شراب بوسه

رهی معیری
شکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشت دمیده پرتو مهتاب از بناگوشت
مگر به دامن گل سر نهاده ای شب دوش؟ که آید از نفس غنچه بوی آغوشت
میان آنهمه ساغر که بوسه می افشاند بر آتشین لب جان پرور قدح نوشت
شراب بوسه من رنگ و بوی دیگر داشت مباد گرمی آن بوسه ها فراموشت
ترا چو نکهت گل تاب آرمیدن نیست نسیم غیر ندانم چه گفت در گوشت؟
رهی اگر چه لب از گفتگو فروبستی هزار شکوه سراید نگاه خاموشت

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل سرشار از مضامین عاشقانه، در توصیف زیبایی خیره‌کننده معشوق و بیان احساسات پرشور شاعر است. شاعر با استفاده از تشبیهات لطیف مربوط به طبیعت، مانند گلبرگ، مهتاب، غنچه و نسیم، سعی در ترسیم چهره‌ای اثیری و در عین حال ملموس از محبوب دارد.

در بخش‌های پایانی، غزل از توصیف صرفِ زیبایی به سمت ابراز دلتنگی، حسادت عاشقانه و یادآوری خاطرات صمیمانه میان عاشق و معشوق تغییر جهت می‌دهد و در نهایت با تخلص شاعر به پایان می‌رسد.

معنای روان

شکسته جلوه گلبرگ از بر و دوشت دمیده پرتو مهتاب از بناگوشت

درخشندگی و زیباییِ اندام تو به قدری است که لطافتِ گلبرگ‌ها در برابر شانه و بالاتنه‌ات رنگ می‌بازد و از سرخی و ظرافت بناگوش تو، گویی پرتوهای مهتاب در حال تابیدن است.

نکته ادبی: ترکیب «شکسته جلوه» کنایه از کم‌رنگ شدن و تحت‌الشعاع قرار گرفتن است.

مگر به دامن گل سر نهاده ای شب دوش؟ که آید از نفس غنچه بوی آغوشت

آیا دیشب سر بر دامن گل‌ها گذاشته بودی که اکنون عطر و بوی گل از نفس‌های تو به مشام می‌رسد؟

نکته ادبی: استفاده از «مگر» در اینجا برای پرسشِ مبتنی بر حدس و گمان است.

میان آنهمه ساغر که بوسه می افشاند بر آتشین لب جان پرور قدح نوشت

در میان آن همه جام‌های شرابی که بوسه بر لبان آتشین و حیات‌بخش تو می‌زدند، بوسه‌ی من ویژگی خاصی داشت که گویی لبان تو را به شور آورد.

نکته ادبی: ساغر نماد لذت و مستی است و بوسه در اینجا به آن تشبیه شده است.

شراب بوسه من رنگ و بوی دیگر داشت مباد گرمی آن بوسه ها فراموشت

لذت و هیجانِ بوسه‌های من با هر لذتِ دیگری متفاوت بود؛ امیدوارم گرمی و عمقِ آن بوسه‌ها هرگز از خاطر تو محو نشود.

نکته ادبی: استعاره «شراب بوسه» نشان‌دهنده مستی‌بخش بودنِ تماس لب‌هاست.

ترا چو نکهت گل تاب آرمیدن نیست نسیم غیر ندانم چه گفت در گوشت؟

تو مانند عطر گل، بی‌قرار و در حرکت هستی و نمی‌توانی آرام بگیری؛ نمی‌دانم نسیمِ رقیبان چه پیامی با خود آورده که این‌چنین تو را بی‌قرار کرده است؟

نکته ادبی: «نکهت» به معنای بوی خوش است و «تاب آرمیدن» به معنای طاقتِ سکون داشتن.

رهی اگر چه لب از گفتگو فروبستی هزار شکوه سراید نگاه خاموشت

ای رهی، اگرچه لب از سخن بسته‌ای و سکوت کرده‌ای، اما نگاهِ خاموش تو هزاران شکایت و گله از معشوق را در خود نهفته دارد.

نکته ادبی: استفاده از تخلص «رهی» در بیت آخر؛ «شکوه» به معنای شکایت و گله‌مندی است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه دمیده پرتو مهتاب از بناگوشت

تشبیه زیبایی و درخشندگی بناگوش معشوق به پرتو مهتاب.

استعاره و کنایه شراب بوسه

تشبیه بوسه به شراب از جهت مست‌کنندگی و لذت‌بخش بودن.

تشخیص نسیم غیر

نسیم که پیام‌رسان تلقی شده و به رقیب نسبت داده شده است.

تخلص رهی

استفاده شاعر از نام هنری خود در بیت پایانی.