غزلها - جلد سوم

رهی معیری

آه آتشناک

رهی معیری
چون شمع نیمه جان به هوای تو سوختیم با گریه ساختیم و به پای توسوختیم
اشکی که ریختیم به یاد تو ریختیم عمری که سوختیم برای تو سوختیم
پروانه سوخت یک شب و آسود جان او ما عمر ها ز داغ جفای تو سوختیم
دیشب که یار انجمن افروز غیر بود ای شمع تا سپیده به جای تو سوختیم
کوتاه کن حکایت شبهای غم رهی کز برق آه و سوز نوای تو سوختیم