غزلها - جلد دوم

رهی معیری

خنده برق

رهی معیری
سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ما بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما
تو ای ستاره خندان کجا خبر داری؟ ز ناله سحر و گریه شبانه ما
چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه جهان پر است ز گلبانگ عاشقانه ما
نوای گرم نی از فیض آتشین نفسی است ز سوز سینه بود گرمی ترانه ما
چنان ز خاطر اهل جهان فراموشیم که سیل نیز نگیرد سراغ خانه ما
بخنده رویی دشمن مخور فریب رهی که برق خنده زنان سوخت آشیانه ما

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل، روایتی لطیف از تنهاییِ جان‌سوز عاشقی است که در عینِ انزوای مطلق، با تکیه بر سوزِ درونیِ خویش، نغمه‌های عشق را در جهان می‌پراکند. شاعر در این سروده، میانِ بی‌خبریِ معشوق که همچون ستاره‌ای دور و خندان است و رنج‌های شبانه‌ی عاشق، تقابلی عمیق ترسیم می‌کند.

در پسِ این واژگان، هشداری نهفته است که عاشق را از فریبِ ظواهر برحذر می‌دارد. پیامِ اصلیِ شعر، ستایشِ رنجی است که به هنر و نغمه‌گری بدل شده و اعترافی است بر این حقیقت که عاشقی، هم‌نشینی با تنهایی و گوشه‌نشینی است، به‌گونه‌ای که حتی حوادثِ روزگار نیز از سراغ گرفتنِ چنین خانه‌ی فراموش‌شده‌ای عاجزند.

معنای روان

سزای چون تو گلی گر چه نیست خانه ما بیا چو بوی گل امشب به آشیانه ما

اگرچه خانه و کاشانه‌ی محقر من شایسته‌ی مقام والای تو نیست که چون گلی لطیف هستی، اما خواهش می‌کنم همان‌طور که عطر گل به همه جا می‌پیچد، تو نیز امشب قدم به آشیانه‌ی ما بگذار.

نکته ادبی: سزا در اینجا به معنای لایق و درخور است و آشیانه نمادی از زندگی خلوت و عاشقانه است.

تو ای ستاره خندان کجا خبر داری؟ ز ناله سحر و گریه شبانه ما

ای معشوق که مانند ستاره‌ای درخشان و خندان در دوردست‌ها می‌درخشی، تو کجا از ناله‌های سحرگاهی و گریه‌های شبانه‌ی ما خبر داری؟

نکته ادبی: ستاره خندان استعاره از معشوق بی‌خبر از غم عاشق است که در اوج زیبایی و بی‌خیالی قرار دارد.

چو بانگ رعد خروشان که پیچد اندر کوه جهان پر است ز گلبانگ عاشقانه ما

همان‌طور که صدای رعد وقتی در کوه‌ها می‌پیچد طنین‌انداز می‌شود، جهان نیز سرشار از فریادها و ترانه‌های عاشقانه ما شده است.

نکته ادبی: گلبانگ به معنای آواز بلند و خوش است و رعد نماد قدرت و وسعت این ناله است.

نوای گرم نی از فیض آتشین نفسی است ز سوز سینه بود گرمی ترانه ما

نوای دل‌انگیز نی به دلیلِ وجودِ آن نفسی است که از سوز درونی (آتشین) برآمده است؛ گرمیِ ترانه‌های ما نیز دقیقاً از همین سوز و گدازهای قلبی سرچشمه می‌گیرد.

نکته ادبی: شاعر به قانونِ هنریِ دردمندی اشاره دارد؛ نغمه‌ی زیبا نتیجه‌ی رنجِ درون است.

چنان ز خاطر اهل جهان فراموشیم که سیل نیز نگیرد سراغ خانه ما

ما چنان در تنهایی غرق شده‌ایم و از یادها رفته‌ایم که حتی سیلِ حوادث و بلاهای روزگار نیز از خانه‌ی ما سراغی نمی‌گیرد و ما را به فراموشی سپرده است.

نکته ادبی: این بیت اوج انزوای عاشق را نشان می‌دهد که از دایره‌ی حوادث عادی دنیا نیز خارج شده است.

بخنده رویی دشمن مخور فریب رهی که برق خنده زنان سوخت آشیانه ما

ای رهی، فریبِ خنده‌های دشمن را نخور؛ زیرا آن خنده‌ها، همانند برقِ آسمان که ویرانگر است، در واقع آشیانه‌ی زندگی ما را به آتش کشیدند.

نکته ادبی: رهی تخلص شاعر (رهی معیری) است و برق خنده استعاره از فریب و مکر دشمن است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون بوی گل / چو بانگ رعد

شاعر با تشبیه حضور معشوق به عطر گل و صدای ناله‌ی عاشق به رعد، لطافت و قدرت اثرگذاری کلام را مجسم کرده است.

کنایه سیل نگیرد سراغ خانه ما

کنایه از فراموش‌شدگی کامل و دوری از هرگونه رویداد و تحولی در زندگی عاشق.

استعاره برق خنده

لبخند دشمن را به برق آسمان مانند کرده که در عین درخشندگی، مخرب و سوزاننده است.

تناسب (مراعات نظیر) نی، نفس، سوز، ترانه

واژگان مرتبط با موسیقی و دمیدن در نی که فضای هنری شعر را تقویت کرده‌اند.