غزلها - جلد دوم

رهی معیری

ناآشنا

رهی معیری
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است ماییم جای دیگر و او جای دیگر است
چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست جز چشم دل که محو تماشای دیگر است
این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است و آن گوهر یگانه بدریای دیگر است
در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست تسکین ما ز جرعه مینای دیگر است
امروز میخوری غم فردا و همچنان فردا به خاطرت غم فردای دیگر است
گر خلق را بود سر سودای مال و جاه آزاده مرد را سر و سودای دیگر است
دیشب دلم به جلوه مستانه ای ربود امشب پی ربودن دلهای دیگر است
غمخانه ایست وادی کون و مکان رهی آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این سروده بر محورِ تضاد میان دنیای مادی و عالمِ معنا استوار است. شاعر با نگاهی عارفانه و منتقدانه به امور ظاهری، بر این باور است که دلبستگی به مال، جاه و تعلقاتِ ناپایدارِ دنیوی، مانعی برای پروازِ روح به سوی حقایق والاتر است.

این اثر در پی آن است که مخاطب را از بندِ نگرانی‌های بی‌پایانِ روزمره و اضطراب‌های برخاسته از آینده برهاند و او را به جستجوی آرامش در ساحتی فراتر از کون و مکان فراخواند. نگاه شاعر، نگاهی آزادمنشانه است که رهایی از خودخواهی‌ها و وابستگی‌های زمینی را یگانه راه رسیدن به سکون و آرامشِ دل می‌داند.

معنای روان

ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است ماییم جای دیگر و او جای دیگر است

ما دلی داریم که متعلق به جهانی فراتر از این دنیای مادی است؛ در واقع جایگاه روحی و فکری ما با موقعیت این دنیای خاکی کاملاً متفاوت است.

نکته ادبی: تضاد میان دنیای مادی و دنیای آرمانی که شاعر در دل دارد.

چشم جهانیان به تماشای رنگ و بوست جز چشم دل که محو تماشای دیگر است

مردم جهان همواره سرگرم تماشای ظواهر فریبنده و رنگ و بوی مادی هستند، اما چشم دلِ ما که بینای حقایق است، محو تماشای چیز دیگری است که در عالمِ معناست.

نکته ادبی: ایهام در 'رنگ و بو' که هم به زیبایی‌های ظاهری اشاره دارد و هم به فریبندگی جهان.

این نه صدف ز گوهر آزادگی تهی است و آن گوهر یگانه بدریای دیگر است

این صدفِ وجودِ انسان، از گوهرِ گرانبهای آزادگی خالی نیست؛ اما آن گوهر یکتا و اصیل در دریایی دیگر (عالم معنا) پنهان است و باید در آنجا یافت شود.

نکته ادبی: استعاره از صدف برای تن و گوهر برای روحِ آزاده.

در ساغر طرب می اندیشه سوز نیست تسکین ما ز جرعه مینای دیگر است

در پیمانه‌های شرابِ شادی‌بخشِ این دنیا، اثری از شرابِ معرفت که اندیشه‌های آزاردهنده را بسوزاند و نابود کند نیست؛ آرامش حقیقی ما تنها با نوشیدنِ جرعه‌ای از جامِ حقیقتِ جهان دیگر به دست می‌آید.

نکته ادبی: تضاد میان ساغرِ طربِ دنیوی و تسکینِ مینای معنوی.

امروز میخوری غم فردا و همچنان فردا به خاطرت غم فردای دیگر است

انسان همواره گرفتار اندوه و نگرانی برای آینده است؛ امروز به فکر فرداست و هنگامی که فردا فرا می‌رسد، دوباره ذهن درگیرِ غم و دغدغه فردای دورتری می‌شود.

نکته ادبی: اشاره به دایره بی‌پایانِ اضطرابِ انسانی در مواجهه با زمان.

گر خلق را بود سر سودای مال و جاه آزاده مرد را سر و سودای دیگر است

اگر مردم عادی تمام فکر و ذکرشان کسب ثروت و رسیدن به مقام است، انسانِ آزادمنش و بزرگ‌بنیاد، هدف و دغدغه‌ای متفاوت و متعالی‌تر دارد.

نکته ادبی: تقابل میان 'خلق' و 'آزاده‌مرد' برای نشان دادن تفاوت در نگاه به ارزش‌های زندگی.

دیشب دلم به جلوه مستانه ای ربود امشب پی ربودن دلهای دیگر است

دیشب آن جلوه‌گری و زیباییِ مست‌گونه، بی‌اختیار دلم را ربود؛ گویی این جلوه‌گریِ پیوسته، امشب نیز قصد دارد دل‌های دیگران را گرفتار و اسیر خود کند.

نکته ادبی: استفاده از 'جلوه مستانه' به عنوان عاملی که قدرت ربودنِ اختیار را دارد.

غمخانه ایست وادی کون و مکان رهی آسودگی اگر طلبی جای دیگر است

ای رهی، این عالم هستی با تمامِ پدیده‌هایش، خانه‌ای پر از رنج و غم است؛ اگر به دنبال آسودگیِ حقیقی می‌گردی، باید آن را در جایی فراتر از این جهان جستجو کنی.

نکته ادبی: کون و مکان اصطلاحی فلسفی-عرفانی برای اشاره به عالمِ جسمانی و مادی است.

آرایه‌های ادبی

استعاره صدف و گوهر

تمثیلی برای وجود انسان و حقیقتِ گرانبهای آزادی و روح.

تضاد خلق و آزاده‌مرد

تقابل میان توده‌ی مردم که درگیر مادیات هستند و انسان عارف که به دنبال تعالی است.

نماد ساغر و مینا

نمادهایی برای ظرفِ وجود و تجربیاتِ روحی و معرفتی انسان.