غزلها - جلد دوم

رهی معیری

سودازده

رهی معیری
آن که سودا زده چشم تو بوده است منم و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم
آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت ره به سر منزل وصلش ننموده است منم
آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش آفرین گفته و دشنام شنوده است منم
آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم
ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این غزل زیبا روایتگر شوریدگی و دلبستگی عمیق عاشق در برابر معشوقی بی‌اعتناست. شاعر با زبانی صمیمانه، خود را در مقام عاشقی ترسیم می‌کند که تمام هستی‌اش را وقف معشوق کرده اما جز رنج و دوری، حاصلی در نیافته است. فضایی سرشار از اندوه، حسرت و البته وفاداری در این ابیات موج می‌زند.

درونمایه اصلی شعر، تقابل میان فداکاری عاشق و بی‌مهری معشوق است. شاعر با استفاده از تصویرسازی‌های لطیف، وضعیتی را توصیف می‌کند که در آن، عاشق چنان درگیر عشق و سودای معشوق است که حتی با وجود دیدن دشنام و بی‌اعتنایی، همچنان در پی وصال اوست.

معنای روان

آن که سودا زده چشم تو بوده است منم و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم

کسی که به خاطر چشم‌های تو مجنون و شیدا شده، من هستم و کسی که از هر مژه چشمش به خاطر گریه بسیار، صد چشمه اشک جاری ساخته، باز هم منم.

نکته ادبی: سودا در متون کهن به معنای عشق مفرط و مالیخولیایی است و چشمه گشودن کنایه از گریه شدید و مداوم است.

آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت ره به سر منزل وصلش ننموده است منم

آن عاشق سرگردان و گم‌کرده راهی که به دلیل بدشانسی و تقدیر شوم، هرگز نتوانست به مقصد نهایی که وصال توست برسد، من هستم.

نکته ادبی: سرگشته به معنای حیران و سرگردان است و ناسازی بخت به معنای همراه نبودن اقبال و طالع است.

آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش آفرین گفته و دشنام شنوده است منم

ای تو که لبانت همچون چشمه‌ای از نوش‌دارو و شیرینی است، آن که در برابر زیبایی لبانت، تو را ستوده و در عوض با بی‌مهری و دشنام روبرو شده، من هستم.

نکته ادبی: چشمه نوش استعاره از شیرینی، حیات‌بخشی و لطافت لب معشوق است.

آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم

تو کسی هستی که آرامش و خواب خوش را از چشمان من ربودی، اما من کسی هستم که حتی نتوانستم یک بوسه از آن لب‌ها بگیرم.

نکته ادبی: شاعر از واژه ربودن برای هر دو سوی رابطه استفاده کرده تا تضاد میان ربودن خواب توسط معشوق و عدم موفقیت در گرفتن بوسه توسط عاشق را برجسته کند.

ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم

ای تو که مانند اشکی که از چشم می‌افتد، از دیدگاه 'رهی' بیرون رفتی و دوری گزیدی، من همان کسی هستم که مانند آهی به دنبال تو روان بوده است.

نکته ادبی: رهی تخلص شاعر است. تشبیه رفتن معشوق به افتادن اشک و دنبال کردن او به آه، بسیار لطیف و خلاقانه است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه مانند اشکی که از چشم می‌افتد و مانند آهی به دنبال تو

شاعر دوری گزیدن معشوق را به افتادن اشک و پیگیری عاشق را به آه تشبیه کرده است.

کنایه چشمه گشودن و از چشم پای کشیدن

چشمه گشودن کنایه از گریه بسیار و از چشم پای کشیدن کنایه از ترک کردن و دور شدن است.

تضاد و طباق آفرین گفتن و دشنام شنیدن، ربودن خواب و نربودن بوسه

تقابل میان کنش عاشق و واکنش معشوق در این عبارات به خوبی بیانگر رنج عشق است.

استعاره چشمه نوش

لب معشوق به چشمه‌ای پر از نوش (شهد و عسل) تشبیه شده است که استعاره از شیرینی کلام و لب اوست.