غزلها - جلد اول

رهی معیری

خندهٔ مستانه

رهی معیری
با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه ام در میان آشنایانم ولی بیگانه ام
از سبک روحی گران آیم به طبع روزگار در سرای اهل ماتم خندهٔ مستانه ام
نیست در این خاکدانم آبروی شبنمی گر چه بحر مردمی را گوهر یکدانه ام
از چو من آزاده ای الفت بریدن سهل نیست می رود با چشم گریان سیل از ویرانه ام
آفتاب آهسته بگذارد در این غمخانه پای تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه ام
بار خاطر نیستم روشندلان را چون غبار بر بساط سبزه و گل سایهٔ پروانه ام
گرمی دلها بود از ناله جانسوز من خندهٔ گلها بود از گریهٔ مستانه ام
هم عنانم با صبا سرگشته ام سرگشته ام همزبانم با پری دیوانه ام دیوانه ام
مشت خاکی چیست تا راه مرا بندد رهی ؟ گرد از گردون برآرد همت مردانه ام

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر بیانگر احوال روحی شاعر و هنرمندی است که در عین حضور در میان آدمیان، احساس بیگانگی و تنهایی عمیقی دارد. او وجود خود را لطیف، آسیب‌پذیر و در عین حال متعالی توصیف می‌کند.

فضای کلی شعر، ترکیبی از رنج و سرزندگیِ درونی است که نه تنها به انزوا نمی‌انجامد، بلکه به دلسوزی و گرمابخشی به دیگران تبدیل می‌شود و شاعر خود را فراتر از قیود جسمانی و مادی می‌بیند.

معنای روان

با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه ام در میان آشنایانم ولی بیگانه ام

در میان جمعی که آنان را دوست می‌دارم، دل من که به شیدایی و دیوانگی خو گرفته است، با هیچ‌کس الفت نمی‌گیرد. با اینکه در میان آشنایان هستم، اما گویی غریبه‌ای بیش نیستم.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میان آشنا و بیگانه برای ترسیم موقعیت پارادوکسیکال شاعر.

از سبک روحی گران آیم به طبع روزگار در سرای اهل ماتم خندهٔ مستانه ام

به خاطر روحیه‌ی سبک‌بال و آزاده‌ام، برای مردمِ این زمانه که گرفتارِ سنگینی‌های دنیوی‌اند، غریبه و نامانوس جلوه می‌کنم. در خانه‌ای که همه عزادار و سوگوارند، خنده‌های مستانه و بی‌پروای من، ناهماهنگ و شگفت به نظر می‌رسد.

نکته ادبی: استعاره از سبک‌روحی به معنای وارستگی و رهایی از تعلقات دنیوی است.

نیست در این خاکدانم آبروی شبنمی گر چه بحر مردمی را گوهر یکدانه ام

در این دنیای خاکی، اعتبار و جایگاهی به اندازه یک قطره شبنم ندارم؛ با اینکه در دریای بیکران بشریت، چون گوهری بی‌همتا ارزشمندم.

نکته ادبی: تناسب میان واژگان بحر و گوهر برای نشان دادن تفاوت ارزش وجودی شاعر با دنیای پیرامون.

از چو من آزاده ای الفت بریدن سهل نیست می رود با چشم گریان سیل از ویرانه ام

دل کندن از انسانی آزاده همچون من، کاری آسان نیست؛ گویی با رفتنِ من، سیلی از اشک از ویرانه‌ی وجودم جاری می‌شود.

نکته ادبی: تشبیه جدایی به سیل برای نشان دادن عمق تأثر ناشی از رفتن شاعر.

آفتاب آهسته بگذارد در این غمخانه پای تا مبادا چون حباب از هم بریزد خانه ام

نور خورشید با احتیاط و آرامش به این خانه‌ی غم‌گرفته می‌تابد، زیرا می‌ترسد که شاید با تابیدنِ تندِ نور، هستی من که چون حبابی نازک و سست است، از بین برود.

نکته ادبی: تشبیه هستی به حباب نشان‌دهنده‌ی اوجِ ناپایداری و شکنندگی وجود شاعر است.

بار خاطر نیستم روشندلان را چون غبار بر بساط سبزه و گل سایهٔ پروانه ام

من برای روشن‌دلان، مانند غباری که بر دل می‌نشیند، سنگین و مزاحم نیستم؛ بلکه حضور من برای آن‌ها همچون سایه‌ی بال‌های پروانه‌ای بر گلبرگ‌ها، سبک و لطیف است.

نکته ادبی: تشبیه وجود خود به سایه پروانه که نشان‌دهنده لطافت و بی‌ضرری بودن حضور شاعر است.

گرمی دلها بود از ناله جانسوز من خندهٔ گلها بود از گریهٔ مستانه ام

گرما و شور زندگیِ آدمیان مدیون آه و ناله‌های سوزناک من است و شادابی و خنده‌ی گل‌ها نیز از اشک‌های مستانه و سرشار از شوق من نشأت می‌گیرد.

نکته ادبی: مبالغه در تأثیر ناله و گریه که نشان می‌دهد رنج شاعر، منشأ خیر و زیبایی برای دیگران است.

هم عنانم با صبا سرگشته ام سرگشته ام همزبانم با پری دیوانه ام دیوانه ام

من مانند نسیم صبا سرگشته و بی‌قرارم و همراه او در سفرم؛ با پریان و عالمِ خیال هم‌سخن شده‌ام و در این راه، به دیوانگی و شیداییِ خود معترفم.

نکته ادبی: تکرار واژگان سرگشته و دیوانه برای تاکید بر بی‌پروایی و گسستگی از عقل مصلحت‌اندیش است.

مشت خاکی چیست تا راه مرا بندد رهی ؟ گرد از گردون برآرد همت مردانه ام

این کالبد خاکی و محدود چیست که بخواهد مانع حرکت و پیشرفت من شود؟ همت بلند و مردانه‌ی من چنان قدرتی دارد که می‌تواند گرد و غباری تا آسمان‌ها برپا کند.

نکته ادبی: کنایه از همت بلند که نشان‌دهنده غلبه روح بر ماده و جسم است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون حباب

هستیِ شاعر به حباب تشبیه شده که نماد ناپایداری و شکنندگی است.

کنایه گرد از گردون برآوردن

کنایه از انجام کار بزرگ، رسیدن به اوج قدرت و یا ایجاد تحولی عظیم است.

تضاد آشنا و بیگانه

ایجاد تقابل مفهومی برای نشان دادن تنهاییِ شاعر در عینِ بودن در جمع.

تناسب بحر و گوهر

آوردن کلمات مرتبط با دریا برای افزایش غنای تصویرسازی و عمق بخشیدن به معنای بیت.