ابیات پراکنده

رهی معیری

مستی و مستوری

رهی معیری
از خون دل چو غنچهٔ گل پاک دامنان مستانه می کشیده و مستور بوده اند
گر ماه من ز مهر بود دور، دور نیست تا بوده مهر و ماه ز هم دور بوده اند

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات به تضادها و پیوندهای ناگسستنی در مسیر عاشقی اشاره دارند. شاعر از یک سو بر نجابت و پنهان‌داریِ دردمندانِ عاشق تأکید می‌ورزد که در عین رنج کشیدن، ظاهری آراسته و پوشیده دارند.

از سوی دیگر، به جبرِ سرنوشت و دوریِ محتومِ میانِ عاشق و معشوق می‌پردازد و آن را به نظم کیهانیِ خورشید و ماه تشبیه می‌کند تا تسلایی برای درد دوری باشد.

معنای روان

از خون دل چو غنچهٔ گل پاک دامنان مستانه می کشیده و مستور بوده اند

کسانی که پاک‌دامن هستند، مانند غنچه‌ی گل، در حالی که از خون دلِ خویش (رنج‌های درونی) تغذیه می‌کنند، در عینِ مستیِ عشق، نجابت و پوشیدگیِ خود را حفظ کرده‌اند.

نکته ادبی: خون دل خوردن کنایه از رنج و اندوهِ درونی است و واژه مستانه در اینجا اشاره به شور و شوقِ عاشقانه دارد.

گر ماه من ز مهر بود دور، دور نیست تا بوده مهر و ماه ز هم دور بوده اند

اگر محبوبِ من از من (که سرشار از مهر و محبت هستم) دور است، جای تعجب نیست؛ چرا که از روز ازل در نظمِ آفرینش، خورشید و ماه همواره از یکدیگر فاصله داشته‌اند.

نکته ادبی: واژه «مهر» دارای ایهام است؛ نخست به معنای خورشید و دوم به معنای محبت و دوستی؛ همچنین «دور نیست» در مصراع اول به معنای غیرعادی یا عجیب نیست است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو غنچهٔ گل

شاعر برای بیان وضعیتِ پاک‌دامنان و دردمندیِ آنان، آنان را به غنچه تشبیه کرده است که در عینِ بسته بودن (پوشیدگی)، خونِ دل می‌خورند.

ایهام مهر

اشاره به دو معنای خورشید (در تقابل با ماه) و معنای محبت و عشق (در بستر عاشقانه شعر).

تناقض (پارادوکس) مستانه می کشیده و مستور

جمع‌کردنِ دو حالتِ مستی (شوریدگی و بی‌خودی) و مستوری (پوشیدگی و نجابت) در کنار هم که بیانگر حالِ عارفانِ عاشق است.