ابیات پراکنده

رهی معیری

نیرنگ نسیم

رهی معیری
نرم نرم از چاک پیراهن تنش را بوسه داد سوختم در آتش غیرت ز نیرنگ نسیم
زلق بی آرام او از آه من آید به رقص شعله بی تاب می رقصد بآهنگ نسیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر تصویری از عشقی پُرشور و در عین حال حسادت‌آلود ترسیم می‌کند که در آن، حتی عناصر طبیعت نیز از نگاهِ عاشقِ بی‌قرار، رقیبی برای او محسوب می‌شوند. نسیم که در اینجا به عنوان عاملی اغواگر و کنجکاو عمل می‌کند، با دست‌اندازی به حریم محبوب، آتشِ غیرت را در وجود عاشق شعله‌ور می‌سازد.

شاعر میانِ آهِ خود که بر زلف محبوب اثر می‌گذارد و رقصِ شعله در برابر نسیم، نوعی پیوندِ موسیقایی و تصویری ایجاد کرده است. در واقع، کل فضای اثر بازتاب‌دهنده بی‌قراری عاشقی است که حضور محبوب و تعامل او با جهان پیرامون، تمام هستی‌اش را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

معنای روان

نرم نرم از چاک پیراهن تنش را بوسه داد سوختم در آتش غیرت ز نیرنگ نسیم

نسیم با ملایمت و آهستگی از شکاف لباس، بر بدن محبوب بوسه زد و این حیله و دستاندازیِ باد، چنان حس حسادت و غیرتی در من برانگیخت که گویی در آتش سوختم.

نکته ادبی: عبارت «چاک پیراهن» کنایه از مجالی برای جلوه‌گری و دیدار با زیبایی‌های نهان محبوب است که در اینجا محلِ ورودِ نسیم شده است.

زلق بی آرام او از آه من آید به رقص شعله بی تاب می رقصد بآهنگ نسیم

زلفِ ناآرامِ محبوبِ من، با وزشِ آهِ سوزانِ من به حرکت در می‌آید و می‌رقصد؛ درست همان‌طور که شعله‌ی بی‌قرارِ آتش با آهنگِ نسیم به رقص درمی‌آید.

نکته ادبی: با فرض اصلاح واژه «زلق» به «زلف»، شاعر میانِ حرکتِ گیسویِ یار و جنبشِ شعله، پیوندی تصویری برقرار کرده است که هر دو از عاملی بیرونی تأثیر می‌پذیرند.

آرایه‌های ادبی

استعاره آتش غیرت

نسبت دادنِ صفتِ آتش به حسادت برای نشان دادن شدتِ سوزندگی آن.

تشخیص نیرنگ نسیم

نسبت دادن صفت انسانیِ فریبکاری و حیله‌گری به پدیده‌ای طبیعی.

تشبیه شعله بی تاب می رقصد

مقایسه حرکتِ زلف با رقص شعله برای القای مفهومِ بی‌قراری.