ابیات پراکنده

رهی معیری

آواره

رهی معیری
جز کوی تو جای من آواره ندارم جولانگه برق است ولی چاره ندارم
یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار تصویرگرِ عشقی عمیق و بی‌دریغ است که در آن، عاشق با وجودِ تمامِ خطرات و تلاطم‌های روزگار، جز درگاهِ معشوق پناهی نمی‌شناسد. شاعر با بهره‌گیری از مضامینِ استوار، نشان می‌دهد که ذهن و جانش چنان در بندِ تصویرِ معشوق گرفتار آمده که دیگر هیچ جلوه‌ای از زیبایی‌های عالم او را به خود مشغول نمی‌سازد.

معنای روان

جز کوی تو جای من آواره ندارم جولانگه برق است ولی چاره ندارم

منِ سرگردان و بی‌خانمان، جایی جز درگاهِ تو برای اقامت ندارم. اگرچه این راه همچون جولانگاهِ صاعقه، آتشین و پرخطر است، اما من راهِ بازگشتی ندارم و چاره‌ای جز ماندن در این مسیر نمی‌بینم.

نکته ادبی: جولانگاه (جولانگه) ترکیبی از جولان به معنای تاختن و گاه به معنای مکان است که در اینجا برای نشان دادنِ خطرِ مهلکِ عشق به کار رفته است.

یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم

ماه در میانِ تلاطمِ صدها موج جلوه‌گری می‌کند و تصویرش در هر موجی منعکس می‌شود، اما من در دلِ شکسته و پر از زخمِ خود، جز نقشِ تو هیچ چیزی ندارم.

نکته ادبی: سینه صد پاره استعاره از قلبی است که از شدتِ عشق، مجروح و تکه‌تکه شده و گنجایشِ تصویرِ دیگری را ندارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره جولانگه برق

تشبیه کردنِ کویِ معشوق به جولانگاهِ صاعقه برای بیانِ پرخطر و آتشین بودنِ مسیرِ عشق.

کنایه سینه صد پاره

کنایه از قلبی است که از رنجِ هجران و شدتِ عشق شکسته و مجروح گشته است.

تصویرسازی ماه در آیینه صد موج

اشاره به کثرتِ انعکاس‌های حقیقتِ واحد در جهانِ متکثر.