ابیات پراکنده

رهی معیری

آواره

رهی معیری
جز کوی تو جای من آواره ندارم جولانگه برق است ولی چاره ندارم
یک جلوه کند ماه در آیینه صد موج جز نقش تو بر سینه صد پاره ندارم