ابیات پراکنده

رهی معیری

رنج زندگی

رهی معیری
هزار شکر که از رنج زندگی آسود وجود خسته و جان ستم کشیده من
به روی تربت من برگ لاله افشانید به یاد سینه خونین داغ دیده من

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر با لحنی آکنده از آرامشی تلخ، از رهایی روح و جسم خود از بند رنج‌های دنیوی سخن می‌گوید. او مرگ را نه به عنوان پایانی دهشتناک، بلکه همچون مرهمی بر دردهای کهنه و مجالی برای آسودنِ جانِ خسته می‌نگرد.

در نگاهی دیگر، او وصیت می‌کند که بر مزارش گلی سرخ (لاله) بریزند؛ نه برای بزرگداشت، بلکه به نشانه‌ی همراهی با درونی که در طول عمر، آکنده از زخم‌ها و دردهای ناگفته بوده است. این تصویرسازی، پیوندی میان سرخیِ گل و سرخیِ داغِ نهفته در سینه ایجاد می‌کند.

معنای روان

هزار شکر که از رنج زندگی آسود وجود خسته و جان ستم کشیده من

هزاران بار خدا را شکر می‌گویم که از مشقت‌های این دنیا، رهایی یافت.

نکته ادبی: آسود فعل ماضی ساده از مصدر آسودن است. واژه رنج به معنای سختی و محنت است که در اینجا با مفهوم مرگ به عنوان پایانِ رنج گره خورده است.

به روی تربت من برگ لاله افشانید به یاد سینه خونین داغ دیده من

جسم فرسوده و جانِ رنج‌دیده‌ی من، بالاخره به آرامش رسید.

نکته ادبی: ستم‌کشیده صفت مرکب برای جان است که نشان از عمق رنج‌های زیسته دارد. وجود به معنای پیکر و کالبد جسمانی است.

آرایه‌های ادبی

نمادپردازی لاله

لاله به دلیل رنگ سرخ و شباهتش به زخم، نمادی از داغ‌دیدگی و خون دل است.

کنایه سینه خونین

کنایه از اندوه فراوان و رنج‌های درونی که بر جان شاعر سنگینی کرده است.

اغراق هزار شکر

استفاده از عدد هزار برای تأکید بر شدتِ شکرگزاری از رهایی و پایان رنج‌ها.