ابیات پراکنده

رهی معیری

دریای تهی

رهی معیری
در جام فلک باده بی دردسری نیست تا ما به تمنا لب خاموش گشاییم
در دامن این بحر فروزان گوهری نست چون موج به امید که آغوش گشاییم؟

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بازتاب‌دهنده نگاهی بدبینانه و آمیخته به یأس نسبت به روزگار و دستاوردهای دنیوی است. شاعر با بهره‌گیری از تصویرسازی‌های طبیعت‌گرایانه، جهان را تهی از حقیقت و عاری از هرگونه موهبت پایدار می‌بیند که هر تلاشی برای رسیدن به کامیابی در آن، با تلخ‌کامی همراه است.

فضای حاکم بر این سروده، فضایی تأملی و پرسشگرانه است که شاعر در آن، کنشگری و طلب کردن را بی‌حاصل می‌داند و سکوت و قناعت را در برابر بی‌اعتباری عالم، رویکردی عاقلانه‌تر تلقی می‌کند.

معنای روان

در جام فلک باده بی دردسری نیست تا ما به تمنا لب خاموش گشاییم

در پیمانه تقدیر و روزگار، هیچ شادی یا لذتی وجود ندارد که با رنج و دردسر همراه نباشد؛ بنابراین، چرا باید برای خواستن و طلب کردن چیزی، سکوت خود را بشکنیم و لب به خواهش باز کنیم؟

نکته ادبی: جام فلک استعاره از گردش روزگار و سرنوشت است و باده نماد لذت و عیش دنیا که با دردسر یا همان خماری و رنج همراه است.

در دامن این بحر فروزان گوهری نست چون موج به امید که آغوش گشاییم؟

در وجود درخشان و پرهیاهوی این دنیای فریبنده، هیچ گوهری از حقیقت و سعادت یافت نمی‌شود؛ پس ما همچون موجی که بی‌قرار است، به امیدِ رسیدن به چه چیزی آغوش خود را باز کنیم؟

نکته ادبی: بحر فروزان استعاره از عالم هستی و ظاهر فریبنده آن است. تشبیه شاعر به موج، نشان‌دهنده سرگشتگی انسان در دنیایی است که پایانی جز نابودی ندارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره جام فلک، باده، بحر فروزان

شاعر برای بیان مفاهیم انتزاعیِ تقدیر، لذت‌های دنیا و عالم هستی، از استعاراتی استفاده کرده که به مفاهیم ذهنی، عینیت بخشیده است.

تشبیه چون موج

شاعر حالت روحی و بی‌قراریِ خود را به موجی تشبیه کرده که در پی رسیدن به چیزی به تکاپو می‌افتد اما دست خالی باز می‌گردد.

استفهام انکاری چرا...؟

استفاده از پرسش‌هایی که پاسخ آن‌ها در خودِ بیت نهفته است و هدف آن تأکید بر بیهودگیِ آرزومندی در دنیایی تهی است.