ابیات پراکنده

رهی معیری

تلخکامی

رهی معیری
داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا
در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر درد عمیقِ اشتیاق و رنجی است که از ناکامی در رسیدن به مقصود حاصل می‌شود. شاعر در فضایی آکنده از حزن، از جبر روزگار و تضاد میان آرزوهای قلبی و واقعیتِ تلخِ هستی سخن می‌گوید؛ گویی که تقدیر، هرگونه شادمانی و خنده را با اشکِ اندوه درآمیخته و آرزومندی را به مصیبتی جانکاه بدل کرده است.

در بخش دوم، شاعر با اعترافی تکان‌دهنده، از دلبستگیِ نامتعارف و متهورانه خود به کسانی پرده برمی‌دارد که در حقیقت دشمنِ او هستند. این پارادوکسِ عشق و دشمنی، به شخصیتِ او حالتی منحصربه‌فرد و تراژیک می‌بخشد؛ شاعر با لحنی که آمیزه‌ای از شکوِه و افتخار است، بر یگانگیِ خود در تحملِ این رنجِ عجیب تأکید می‌ورزد.

معنای روان

داغ حسرت سوخت جان آرزومند مرا آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا

داغِ حسرت و اشتیاقِ سوزان، تمامیِ جانِ مشتاقِ مرا به آتش کشیده و خاکستر کرده است؛ تقدیر (آسمان) نیز با بی‌رحمی، تمامِ لبخندها و شادمانی‌های مرا با اشکِ غم درآمیخته و به حسرت بدل کرده است.

نکته ادبی: استعاره‌ی 'داغ' برای حسرت، به معنای اثرِ ماندگار و سوزانِ تمناست که بر جان نشسته است. 'آسمان' در اینجا کنایه از گردشِ روزگار و تقدیرِ محتوم است.

در هوای دوستداران دشمن خویشم رهی در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا

ای 'رهی'، من چنان در آرزویِ پیوستن به کسانی هستم که در واقع با من دشمنی دارند، که دلبسته و شیفته‌ی آنان شده‌ام؛ با این حال، به دلیل این شیوه خاص و ایثارگرانه در عشق‌ورزیِ بی‌حاصل، در تمام جهان کسی را نخواهی یافت که همانندِ من باشد.

نکته ادبی: 'رهی' تخلص شاعر است. واژه 'هوا' در اینجا به معنای میل، اشتیاق و گرایشِ قلبی به کار رفته است و تضادِ 'دوستداران' و 'دشمن' بر شدتِ این تناقض می‌افزاید.

آرایه‌های ادبی

استعاره داغ حسرت

تشبیه آرزوی برآورده نشده و سوزان به داغی که بر پوست می‌نشیند.

تشخیص آسمان با اشک غم آمیخت لبخند مرا

نسبت دادن عملِ آمیختن و مداخله در سرنوشت به آسمان که به عنوان عاملی زنده و تصمیم‌گیرنده تصویر شده است.

متناقض‌نما (پارادوکس) دوستداران دشمن

اشاره به عشقِ نامعقول به کسی که نیتِ دشمنی دارد، که تضادی درونی را به نمایش می‌گذارد.

اغراق در همه عالم نخواهی یافت مانند مرا

تأکید بر استثنایی بودنِ شخصیت و رنجِ شاعر در قیاس با تمامِ مردم جهان.