ابیات پراکنده

رهی معیری

نیش و نوش

رهی معیری
کس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد کاین شاخه گل طاقت آغوش ندارد
از عشق نرنجیم و گر مایه رنج است با نیش بسازیم اگر نوش ندارد

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

در این ابیات، شاعر به دو جنبه‌ی بنیادینِ تجربه‌ی انسانی در مواجهه با عشق و زیبایی اشاره دارد. نخست، توصیفِ ظرافتِ بی‌نظیرِ معشوق که چنان لطیف و شکننده است که گویی هرگونه نزدیکی و تماس، آسیب‌زاست و این خود نمادی از دست‌نیافتنی بودنِ زیبایی‌هایِ مطلق است.

سپس، به جایگاهِ عاشق در برابرِ این دشواری پرداخته می‌شود؛ جایی که عاشق، رنجِ عشق را به جان می‌خرد و حتی در نبودِ کامروایی و شیرینی، با تلخی‌های آن می‌سازد و به آن خو می‌گیرد. این دیدگاه، نگرشی عارفانه و صبورانه به مقوله‌ی عشق را به تصویر می‌کشد.

معنای روان

کس بهره از آن تازه بر و دوش ندارد کاین شاخه گل طاقت آغوش ندارد

هیچ‌کس نمی‌تواند از آن زیبایی و اندام لطیف بهره‌ای ببرد، چرا که این موجودِ زیبارو، چنان نازک و شکننده است که تابِ در آغوش کشیده شدن را ندارد.

نکته ادبی: ترکیب «بر و دوش» کنایه از پیکر و اندام است و «شاخه گل» استعاره از معشوقِ ظریف و شاداب.

از عشق نرنجیم و گر مایه رنج است با نیش بسازیم اگر نوش ندارد

ما از عشق دلگیر نمی‌شویم، حتی اگر ذاتِ آن با رنج همراه باشد؛ ما با سختی‌ها و دردهای عشق می‌سازیم، حتی اگر هیچ لذت و حلاوتی برایمان نداشته باشد.

نکته ادبی: «نیش و نوش» آرایه تضاد است که بر تقابلِ درد و لذت در عشق تأکید دارد.

آرایه‌های ادبی

استعاره شاخه گل

تشبیه معشوق به شاخه‌ی گل برای تأکید بر ظرافت و شکنندگیِ او.

تضاد نیش و نوش

به کار بردن واژگان متضاد برای نشان دادن تلخی‌های عشق در برابر شیرینی‌های آن.

کنایه بر و دوش

کنایه از پیکر و اندام ظریفِ معشوق.