قطعات

قاآنی شیرازی

شمارهٔ ۷۴

قاآنی شیرازی
گفت رندی با یکی در نیمروز از در اندرز رمزی از رموز
که اگر در دور ناهموار چرخ عیش یا غم بایدت بیدرد و سوز
دل منه در هیچ کار اندر جهان کاین تعلق هست رنجی فتنه توز
هرچه پیشت آید از دشوار و سهل شو رضا بر هم مکش رخسار و پوز
چون درآیی با مغان خانه کن چون درافتی با بتان خانه سوز
آنچه حاصل بینی از صافی و درد بی تمجمج درکش و جان برفروز
وانکه حاضر یابی از زیبا و زشت بی تعلل درجه و در وی سپوز
بر امید نسیه نقد ازکف مده زانکه بر ریش طمع کارست گوز