غزلیات

قاآنی شیرازی

غزل شمارهٔ ۵۲

قاآنی شیرازی
بس رنج در آماجگه عشق تو بردیم مردیم و خدنگی ز کمان تو نخوردیم
با سوز دلی گرمتر از آتش بهمن چون آب دی از سردی مهر تو فسردیم
بی ماه رخت همچو حکیمان رصد بند شب تا به سحر ثابت و سیاره شمردیم
در بزم صفا صاف خوران صدر نشینند ما زیرنشینان صف آلودهٔ دردیم
المنهٔ لله که ز آیینهٔ هستی زنگ دویی از صیقل توحید ستردیم
تا نفس نکشتیم نگشتیم مسلمان تا لطمه نخوردیم چو گو گوی نبردیم