دیوان اشعار

پژمان بختیاری

آتش بی دود

پژمان بختیاری
شد تیره در هوای تو شمع وجود ما اشکی به دیدهٔ تو نیاورد دود ما
رفتی ز دست ما و نمردیم ای دریغ تا چیست بی وجود تو سود وجود ما
ما موج کوچکیم و درین بحر بی کران نادیده ماند قوس نزول و صعود ما
غیر از دلی شکسته و دستی شکسته تر در ما چه دیده بهر حسادت حسود ما
سودی نهفته در دل هر ذره ای است لیک در خوابگاه نیستی آسوده سود ما