دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

این قطعه را برای سنگ مزار خودم سروده‌ام

پروین اعتصامی
اینکه خاک سیهش بالین است اختر چرخ ادب پروین است
گر چه جز تلخی از ایام ندید هر چه خواهی سخنش شیرین است
صاحب آنهمه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است
دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است
خاک در دیده بسی جان فرساست سنگ بر سینه بسی سنگین است
بیند این بستر و عبرت گیرد هر که را چشم حقیقت بین است
هر که باشی و زهر جا برسی آخرین منزل هستی این است
آدمی هر چه توانگر باشد چو بدین نقطه رسد مسکین است
اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب تمکین است
زادن و کشتن و پنهان کردن دهر را رسم و ره دیرین است
خرم آن کس که در این محنت گاه خاطری را سبب تسکین است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، مرثیه‌ای تأمل‌برانگیز و عمیق درباره‌ی ناپایداری حیات و قطعیت مرگ است. شاعر با نگاهی واقع‌بینانه به جایگاه ابدی خویش در خاک می‌نگرد و در تقابلی هنرمندانه، عمرِ تلخ و پرفرازونشیب خود را با آثار شیرین و ماندگارش مقایسه می‌کند. او از مرگ به عنوان مقصدی یاد می‌کند که همه‌ی انسان‌ها، فارغ از ثروت و جاه، به آن خواهند رسید.

درونمایه‌ی اصلی این اثر، دعوت به عبرت‌آموزی و اخلاق‌مداری است. شاعر تأکید می‌کند که در برابر قدرتِ بی‌چون‌وچرای سرنوشت، چاره‌ای جز تسلیم نیست؛ بنابراین، تنها چیزی که در این جهانِ پر از محنت، ارزشِ ماندگاری دارد، همدلی و تسکینِ خاطرِ دیگران است. این کلام، وصیتی اخلاقی است که خواننده را به فروتنی و مهربانی در دوران کوتاه زندگی دعوت می‌کند.

معنای روان

اینکه خاک سیهش بالین است اختر چرخ ادب پروین است

این شخصی که اکنون در خاک تیره آرام گرفته، همان ستاره درخشان سپهر ادبیات (پروین اعتصامی) است.

نکته ادبی: استعاره از پروین به اختر چرخ ادب برای نشان دادن بزرگی مقام علمی و ادبی او.

گر چه جز تلخی از ایام ندید هر چه خواهی سخنش شیرین است

اگرچه او در دوران زندگی‌اش جز تلخی و سختی چیزی ندید، اما آثار و اشعارش برای هر کسی که بخواهد، شیرین و دلنشین است.

نکته ادبی: آرایه تضاد بین تلخی ایام و شیرینی سخن.

صاحب آنهمه گفتار امروز سائل فاتحه و یاسین است

کسی که روزگاری صاحب آن‌همه سخن نغز و گفتارهای ارزشمند بود، امروز نیازمند دعای خیر (فاتحه و یاسین) دیگران است.

نکته ادبی: تضاد کنایی میان فصاحت و قدرت بیان در گذشته و نیاز به دعا در زمان حال.

دوستان به که ز وی یاد کنند دل بی دوست دلی غمگین است

شایسته است که دوستانش از او یاد کنند، زیرا دلی که از یاد دوستان خالی باشد، دلی غمگین و تنهاست.

نکته ادبی: تأکید بر اهمیت یاد و خاطره که پیونددهنده انسان‌هاست.

خاک در دیده بسی جان فرساست سنگ بر سینه بسی سنگین است

قرار گرفتن در خاک (مرگ) برای چشم بسیار جانکاه و سنگین است و سنگ قبر بر سینه فشار بسیاری می‌آورد.

نکته ادبی: تصویرسازی حسی برای بیان هولناکی و سنگینی عالم مرگ.

بیند این بستر و عبرت گیرد هر که را چشم حقیقت بین است

هر کسی که دیده‌ی حقیقت‌بین داشته باشد، با نگریستن به این آرامگاه، درس عبرتی برای زندگی خویش می‌گیرد.

نکته ادبی: اشاره به چشم بصیرت که ورای ظاهر را می‌بیند.

هر که باشی و زهر جا برسی آخرین منزل هستی این است

تو هر که باشی و از هر کجا آمده باشی، در نهایت، مقصد و ایستگاه آخر زندگی همه، همین‌جاست.

نکته ادبی: تأکید بر برابری انسان‌ها در برابر مرگ.

آدمی هر چه توانگر باشد چو بدین نقطه رسد مسکین است

آدمی هر چقدر هم ثروتمند و توانگر باشد، وقتی به این جایگاه (مرگ) می‌رسد، دست‌خالی و مسکین است.

نکته ادبی: تضاد میان توانگری دنیوی و فقر اخروی.

اندر آنجا که قضا حمله کند چاره تسلیم و ادب تمکین است

آنجا که تقدیر و قضا بر انسان می‌تازد، تنها راه چاره، تسلیم شدن و با ادب و وقار با سرنوشت کنار آمدن است.

نکته ادبی: تمکین به معنای فروتنی و تن دادن به اراده حق است.

زادن و کشتن و پنهان کردن دهر را رسم و ره دیرین است

به دنیا آمدن، از دنیا رفتن و در خاک پنهان شدن، رسم قدیمی و همیشگیِ روزگار است.

نکته ادبی: توصیف چرخه بیولوژیک انسان توسط دهر (روزگار).

خرم آن کس که در این محنت گاه خاطری را سبب تسکین است

خوشبخت و سعادتمند کسی است که در این جهان که پر از رنج و مصیبت است، باعث آرامشِ دلِ دیگران باشد.

نکته ادبی: نتیجه‌گیری اخلاقی و توصیه به شفقت.

آرایه‌های ادبی

استعاره اختر چرخ ادب

تشبیه شاعر به ستاره‌ای درخشان در آسمان ادبیات.

تضاد (طباق) تلخی / شیرین

تضاد میان رنج‌های زندگی شاعر و شیرینی اشعار او.

تضاد توانگر / مسکین

نشان‌دهنده بی‌اثر بودن ثروت در برابر حقیقت مرگ.

کنایه سنگ بر سینه

کنایه از سنگینی مرگ و فشار قبر.

تناسب (مراعات نظیر) فاتحه و یاسین

گردآوری مفاهیمی که در فرهنگ اسلامی برای یادبود اموات استفاده می‌شود.