دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

نیکی دل

پروین اعتصامی
ای دل، اول قدم نیکدلان با بد و نیک جهان، ساختن است
صفت پیشروان ره عقل آز را پشت سر انداختن است
ای که با چرخ همی بازی نرد بردن اینجا، همه را باختن است
اهرمن را بهوس، دست مبوس کاندر اندیشهٔ تیغ آختن است
عجب از گمشدگان نیست، عجب دیو را دیدن و نشناختن است
تو زبون تن خاکی و چو باد توسن عمر تو، در تاختن است
دل ویرانه عمارت کردن خوشتر از کاخ برافراختن است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این سروده، دعوتی است به خردمندی و رهایی از بندهای مادی. شاعر در این قطعه به خواننده یادآور می‌شود که آرامش درونی و پختگی، نتیجه‌ پذیرشِ هوشمندانه فراز و فرودهای روزگار است. او بر این باور است که گره زدنِ خوشبختی به پیروزی‌های دنیوی، خود نوعی شکست است و حقیقتِ زندگی در آبادانیِ جان و شناختِ وسوسه‌های درونی نهفته است.

فضای کلی شعر، اندرزگونه و حکیمانه است و بر گذرا بودن عمر و اهمیتِ اولویت‌بخشی به ارزش‌های معنوی تأکید دارد. شاعر با زبانی صریح به ما می‌آموزد که برای رسیدن به کمال، باید از اسارتِ هوس‌ها و وسوسه‌های «دیو صفت» رهایی یافت و به جای ساختن بناهای ظاهری، به تعمیر و تعالیِ «دل» پرداخت.

معنای روان

ای دل، اول قدم نیکدلان با بد و نیک جهان، ساختن است

ای دل، نخستین گام برای انسان‌های وارسته، کنار آمدن و سازگاری با بالا و پایین‌های روزگار است.

نکته ادبی: ترکیب «نیکدلان» به معنای اهل صلاح و خیر است و «ساختن» در اینجا به معنای مدارا کردن است.

صفت پیشروان ره عقل آز را پشت سر انداختن است

نشانه کسانی که در مسیر خرد و آگاهی پیشرو هستند، این است که طمع و حرص را پشت سر گذاشته و از آن رها شده‌اند.

نکته ادبی: «آز» در ادبیات کلاسیک به معنای حرص و طمع مفرط است که از رذایل اخلاقی محسوب می‌شود.

ای که با چرخ همی بازی نرد بردن اینجا، همه را باختن است

ای کسی که با روزگار مشغول بازی سرنوشت هستی، بدان که در این جهان، پیروزی‌های مادی در واقع عینِ باختن و از دست دادنِ فرصت‌های اصلی است.

نکته ادبی: «چرخ» استعاره از آسمان، روزگار و گردشِ تقدیر است.

اهرمن را بهوس، دست مبوس کاندر اندیشهٔ تیغ آختن است

به خاطر هوس‌های زودگذر، تسلیم شیطان (نفس سرکش) نشو؛ چرا که نتیجه‌ی همراهی با او، چیزی جز این نیست که باید همواره در فکرِ نبرد و ایستادگی در برابرش باشی.

نکته ادبی: «تیغ آختن» کنایه از آماده شدن برای جنگ و مقابله است.

عجب از گمشدگان نیست، عجب دیو را دیدن و نشناختن است

اینکه عده‌ای در مسیر زندگی سرگشته و گمراه باشند، جای شگفتی نیست؛ شگفتی در این است که انسان شیطان را ببیند اما او را به عنوان عامل گمراهی تشخیص ندهد.

نکته ادبی: «دیو» در اینجا نماد نیروهای اهریمنی و وسوسه‌های نفسانی است.

تو زبون تن خاکی و چو باد توسن عمر تو، در تاختن است

تو اسیر جسم و کالبد مادی خود هستی و عمرت همچون اسبی سرکش، به سرعت در حال دویدن و گذشتن است.

نکته ادبی: «توسن» به معنای اسب سرکش و چموش است که برای نشان دادن سرعت گذر عمر به کار رفته است.

دل ویرانه عمارت کردن خوشتر از کاخ برافراختن است

آباد کردن و تزکیه کردنِ دلِ ویران و پریشان، بسیار ارزشمندتر و زیباتر از ساختنِ کاخ‌ها و بناهای باشکوه ظاهری است.

نکته ادبی: «ویرانه» در اینجا به معنای دلی است که از صفای معنوی خالی شده و با کارهای نیک باید بازسازی شود.

آرایه‌های ادبی

استعاره چرخ

اشاره به گردش روزگار و بازی سرنوشت که در آن آدمی نقشِ بازیگری را دارد.

تشبیه توسن عمر

عمر به اسبی سرکش تشبیه شده که به سرعت در حالِ تازش و گذر است.

تضاد بردن و باختن

شاعر با کنار هم قرار دادن این دو واژه نشان می‌دهد که پیروزی ظاهری در واقع شکست حقیقی است.

نمادگرایی دیو

نمادی برای وسوسه‌های درونی، نفسِ اماره و هر آنچه انسان را از مسیر حق دور می‌کند.