دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

نوروز

پروین اعتصامی
سپیده دم، نسیمی روح پرور وزید و کرد گیتی را معنبر
تو پنداری، ز فروردین و خرداد بباغ و راغ، بد پیغام آور
برخسار و بتن، مشاطه کردار عروسان چمن را بست زیور
گرفت از پای، بند سرو و شمشاد سترد از چهره، گرد بید و عرعر
ز گوهر ریزی ابر بهاری بسیط خاک شد پر لولو تر
مبارکباد گویان، در فکندند درختان را بتارگ، سبز چادر
نماند اندر چمن یک شاخ، کانرا نپوشاندند رنگین حله در بر
ز بس بشکفت گوناگون شکوفه هوا گردید مشکین و معطر
بسی شد، بر فراز شاخساران زمرد، همسر یاقوت احمر
بتن پوشید گل، استبرق سرخ بسر بنهاد نرگس، افسر زر
بهاری لعبتان، آراسته چهر بکردار پریرویان کشمر
چمن، با سوسن و ریحان منقش زمین، چون صحف انگلیون مصور
در اوج آسمان، خورشید رخشان گهی پیدا و دیگر گه مضمر
فلک، از پست رائیها مبرا جهان، ز الوده کاریها مطهر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری توصیفی و سرشار از تصاویر زیباست که با وزیدن نسیم سحری بهاری، بیداریِ طبیعت را به تصویر می‌کشد و گویی جهانی نو و پاکیزه را پیش روی مخاطب ترسیم می‌کند.

شاعر در این سروده با بهره‌گیری از آرایه‌های ادبیِ طبیعت‌گرایانه، گل‌ها و گیاهان را به عروسان و زیبارویانِ آراسته همانند کرده و بهار را به مثابه جشنی بزرگ برای آفرینش، با رنگ‌های سبز و سرخ و زرین تبیین نموده است.

معنای روان

سپیده دم، نسیمی روح پرور وزید و کرد گیتی را معنبر

در سپیده‌دمان، نسیمی جان‌بخش وزید و جهان را معطر و خوشبو (مانند عنبر) ساخت.

نکته ادبی: معنبر در اینجا به معنای معطر شده با عنبر است و اشاره به لطافت و بوی خوش نسیم بهاری دارد.

تو پنداری، ز فروردین و خرداد بباغ و راغ، بد پیغام آور

تو گمان می‌کنی که این نسیم، پیامی از ماه‌های فروردین و خرداد (که اوج شکوفایی بهار هستند) برای باغ و دشت آورده است.

نکته ادبی: بباغ و راغ در اینجا به معنای دشت و صحرا است؛ اشاره به پیام‌آوری فصل بهار دارد.

برخسار و بتن، مشاطه کردار عروسان چمن را بست زیور

نسیم همچون یک آرایشگرِ ماهر، گل‌های چمن را که مانند عروسان هستند، آراست و به آن‌ها زیور پوشاند.

نکته ادبی: مشاطه به معنای آرایشگر و پیرایشگر است؛ استعاره‌ای از نقش نسیم در باز کردن غنچه‌ها.

گرفت از پای، بند سرو و شمشاد سترد از چهره، گرد بید و عرعر

نسیم، غبار کهنگی را از پای سرو و شمشاد زدود و چهره درختان بید و عرعر را پاک و درخشان کرد.

نکته ادبی: ستردن به معنای پاک کردن و زدودن است؛ اشاره به باران و نسیم بهاری که غبار زمستان را می‌شوید.

ز گوهر ریزی ابر بهاری بسیط خاک شد پر لولو تر

به دلیل گوهر افشانیِ ابرهای بهاری، سطح زمین پر از قطرات شبنم شد که همچون مرواریدهای درخشانند.

نکته ادبی: بسیط به معنای گستره و سطح است؛ لولو تر به معنای مروارید خیس و تازه است که استعاره از شبنم است.

مبارکباد گویان، در فکندند درختان را بتارگ، سبز چادر

درختان که گویی در حال تبریک گفتن بهار هستند، پوششی سبز مانند چادر بر تن کردند.

نکته ادبی: تارگ در اینجا به معنای تنه و شاخه‌هاست؛ استعاره‌ای از سبزپوش شدن درختان.

نماند اندر چمن یک شاخ، کانرا نپوشاندند رنگین حله در بر

در چمن هیچ شاخه‌ای نماند که با رنگ‌های گوناگون و زیبا پوشانده نشود.

نکته ادبی: حله به معنای لباس فاخر و رنگین است؛ کنایه از شکوفایی و برگ‌درآوردن درختان.

ز بس بشکفت گوناگون شکوفه هوا گردید مشکین و معطر

از بس که شکوفه‌های گوناگون شکفتند، هوا سرشار از بوی خوش و معطر شد.

نکته ادبی: مشکین به معنای سیاه و معطر است که در اینجا به معنای عطرآگین بودن هوا به کار رفته است.

بسی شد، بر فراز شاخساران زمرد، همسر یاقوت احمر

بر شاخه‌ها، رنگ سبز برگ‌ها (که همچون زمرد است) در کنار گل‌های سرخ (که مانند یاقوت سرخ است) جلوه‌گری کرد.

نکته ادبی: تشبیه رنگ برگ به زمرد و گل به یاقوت که تضاد رنگی زیبایی ایجاد کرده است.

بتن پوشید گل، استبرق سرخ بسر بنهاد نرگس، افسر زر

گل سرخ مانند کسی که جامه ابریشمین سرخ پوشیده، خودنمایی می‌کند و گل نرگس نیز تاج زرینی بر سر نهاده است.

نکته ادبی: استبرق نوعی دیبای ضخیم و گران‌بها است؛ استعاره از گلبرگ‌های مخملی سرخ‌رنگ.

بهاری لعبتان، آراسته چهر بکردار پریرویان کشمر

این گل‌های بهاری چنان زیبا و آراسته هستند که گویی پری‌چهره‌های سرزمین کشمیر (که به زیبایی شهره بودند) هستند.

نکته ادبی: لعبتان به معنای لعبت‌ها و عروسک‌ها (کنایه از زیبارویان) است؛ کشمیر در ادبیات کلاسیک نماد زیبارویان است.

چمن، با سوسن و ریحان منقش زمین، چون صحف انگلیون مصور

چمن با گل‌های سوسن و ریحان نقاشی شد و زمین مانند کتاب‌های مقدس قدیمی (انجیل) تذهیب و مصور گشت.

نکته ادبی: صحف انگلیون اشاره به کتاب انجیل دارد که در گذشته با تذهیب و تصاویر زیبا آراسته می‌شد.

در اوج آسمان، خورشید رخشان گهی پیدا و دیگر گه مضمر

در آسمان، خورشید درخشان مدام در حال حرکت است، گاهی پیدا و گاهی در پس ابر پنهان می‌شود.

نکته ادبی: مضمر به معنای پنهان و درونی است؛ اشاره به تغییرات جوی که خورشید را گاهی محو می‌کند.

فلک، از پست رائیها مبرا جهان، ز الوده کاریها مطهر

فلک از هرگونه نادانی و تیرگی مبرا گشت و جهان نیز از هرگونه ناپاکی و آلودگیِ زمستانی پیراسته شد.

نکته ادبی: پست‌رائی به معنای کوته‌فکری و تیرگی است؛ مطهر به معنای پاک و منزه است.

آرایه‌های ادبی

استعاره (Metaphor) عروسان چمن

اشاره به گل‌های شکفته در چمنزار که مانند عروسان آراسته و زیبا هستند.

تشبیه (Simile) چون صحف انگلیون مصور

تشبیه منظره گل‌های رنگارنگِ روییده بر زمین به کتاب‌های تذهیب شده‌ی قدیمی.

تضاد و تناسب زمرد، همسر یاقوت احمر

استفاده از تضاد رنگی سبز و سرخ برای توصیف برگ و گل که تصویری درخشان ایجاد کرده است.

مراعات نظیر (Congruence) سوسن، ریحان، شکوفه، سرو، شمشاد

گرد آوردن واژگان مربوط به طبیعت و گیاهان برای تقویت تصویرسازی بهاری.