دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

نکوهش بیجا

پروین اعتصامی
سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی
گفت، از عیب خویش بی خبری زان ره از خلق، عیب میجوئی
گفتن از زشتروئی دگران نشود باعث نکوروئی
تو گمان میکنی که شاخ گلی بصف سرو و لاله میروئی
یا که همبوی مشک تاتاری یا ز ازهار باغ مینوئی
خویشتن، بی سبب بزرگ مکن تو هم از ساکنان این کوئی
ره ما، گر کج است و ناهموار تو خود، این ره چگونه میپوئی
در خود، آن به که نیکتر نگری اول، آن به که عیب خود گوئی
ما زبونیم و شوخ جامه و پست تو چرا شوخ تن نمیشوئی

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب مناظره‌ای اخلاقی میان دو گیاه، به نقد یکی از رذایل اخلاقی انسان یعنی 'عیب‌جویی از دیگران و غفلت از کاستی‌های خویش' می‌پردازد. فضا، فضایی تمثیلی و آمیخته به طنز گزنده است که شاعر با بهره‌گیری از شخصیت‌بخشی به سیر و پیاز، پوچیِ ادعاهای کسانی را به تصویر می‌کشد که با وجود آلودگی به انواع نقص‌ها، دیگران را به باد انتقاد می‌گیرند.

مفهوم بنیادین متن، دعوت به خودشناسی و درون‌نگری است. شاعر با لحنی صریح و نکوهش‌گر به مخاطب نهیب می‌زند که پیش از نگریستن در آینه دیگران، باید به تماشای خویشتن نشست و دامن خود را از آلودگی‌ها پاک کرد. پیام نهایی، نفی ریاکاری و ضرورت اصلاح نفس پیش از قضاوت درباره هم‌نوعان است.

معنای روان

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی

سیر روزی با تمسخر به پیاز گفت: 'تو ای موجود حقیر، چقدر بدبویی!'

نکته ادبی: واژه 'مسکین' در اینجا برای تحقیر و به معنای بیچاره به کار رفته است.

گفت، از عیب خویش بی خبری زان ره از خلق، عیب میجوئی

پیاز پاسخ داد: 'تو که از عیب‌های خود بی‌خبری، به همین دلیل است که همیشه به دنبال پیدا کردن عیب دیگران هستی.'

نکته ادبی: عبارت 'زان ره' کوتاه شده 'از آن راه' به معنای 'به آن دلیل' است.

گفتن از زشتروئی دگران نشود باعث نکوروئی

بدگویی کردن و سخن گفتن از زشتی‌های دیگران، هرگز باعث زیبایی و خوش‌نامی تو نمی‌شود.

نکته ادبی: اشاره به یک ضرب‌المثل اخلاقی که نقد دیگران را مایه کمال نمی‌داند.

تو گمان میکنی که شاخ گلی بصف سرو و لاله میروئی

تو گمان می‌کنی که گلی خوش‌بو هستی و در میان گل‌های زیبا مثل سرو و لاله رشد کرده‌ای؟

نکته ادبی: کنایه از خودبرتربینیِ کاذب و دور از واقعیت.

یا که همبوی مشک تاتاری یا ز ازهار باغ مینوئی

یا تصور می‌کنی که عطر خوشی همچون مشک تاتار داری یا گلی هستی که در باغ‌های بهشتی روییده‌ای؟

نکته ادبی: ازهار جمعِ 'زهر' به معنای گل‌ها است. اشاره به مشک تاتار کنایه از اوج خوشبویی و ارزش است.

خویشتن، بی سبب بزرگ مکن تو هم از ساکنان این کوئی

بی‌دلیل خودت را بزرگ و برتر نشان نده، چرا که تو هم ساکن همین کوی و در کنار منی و تفاوتی با ما نداری.

نکته ادبی: کوی در اینجا کنایه از هم‌جنس بودن و هم‌سطح بودن است.

ره ما، گر کج است و ناهموار تو خود، این ره چگونه میپوئی

اگر مسیر ما کج و ناهموار است، تو خودت چطور در این مسیر گام برمی‌داری و حرکت می‌کنی؟

نکته ادبی: پوییدن به معنای حرکت کردن و پیمودن راه است.

در خود، آن به که نیکتر نگری اول، آن به که عیب خود گوئی

بهتر است که با دقت بیشتری در خودت نگاه کنی؛ اول از همه بهتر است که به ایرادهای خودت اعتراف کنی.

نکته ادبی: دعوت به تفکر و خودشناسی که مقدمه هر اصلاحی است.

ما زبونیم و شوخ جامه و پست تو چرا شوخ تن نمیشوئی

اگر ما موجوداتی پست، بی‌ارزش و آلوده هستیم، تو چرا آلودگی‌های بدن خودت را پاک نمی‌کنی؟

نکته ادبی: شوخ در متون کهن به معنای چرک و آلودگی بدن است.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (شخصیت‌بخشی) سیر، یک روز طعنه زد به پیاز

جان‌بخشی به گیاهان و دادن توانایی گفت‌وگو و تفکر به آن‌ها برای بیان پیام اخلاقی.

کنایه شوخ تن

شوخ در ادبیات کهن به معنی چرک و آلودگی است که در اینجا کنایه از عیوب اخلاقی و رفتاری است.

تمثیل سیر و پیاز

نماد انسان‌هایی که دچار خودشیفتگی هستند و بدون توجه به نقص‌های خود، دیگران را قضاوت می‌کنند.

تضاد نکوروئی و زشتروئی

تقابل میان زشتی و زیبایی برای تاکید بر اینکه عیب‌جویی، عامل کمال نیست.