دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

گل پنهان

پروین اعتصامی
نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت مپوش روی، بروی تو شادمان شده ایم
مسوز زاتش هجران، هزار دستان را بکوی عشق تو عمری است داستان شده ایم
جواب داد، کازین گوشه گیری و پرهیز عجب مدار، که از چشم تو بد نهان شده ایم
ز دستبرد حوادث، وجود ایمن نیست نشسته ایم و بر این گنج، پاسبان شده ایم
تو گریه می کنی و خنده میکند گلزار ازین گریستن و خنده، بد گمان شده ایم
مجال بستن عهدی بما نداد سپهر سحر، شکفته و هنگام شب خزان شده ایم
مباش فتنهٔ زیبائی و لطافت ما چرا که نامزد باد مهرگان شده ایم
نسیم صبحگهی، تا نقاب ما بدرید برای شکوه ز گیتی، همه دهان شده ایم
بکاست آنکه سبکسار شد، ز قیمت خویش ازین معامله ترسیده و گران شده ایم
دو روزه بود، هوسرانی نظربازان همین بس است، که منظور باغبان شده ایم