دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

کودک آرزومند

پروین اعتصامی
دی، مرغکی بمادر خود گفت، تا بچند مانیم ما همیشه بتاریک خانه ای
من عمر خویش، چون تو نخواهم تباه کرد در سعی و رنج ساختن آشیانه ای
آید مرا چو نوبت پرواز، بر پرم از گل بسبزه ای و ز بامی بخانه ای
خندید مرغ زیرک و گفتش تو کودکی کودک نگفت، جز سخن کودکانه ای
آگاه و آزموده توانی شد، آن زمان کگه شوی ز فتنهٔ دامی و دانه ای
زین آشیان ایمن خود، یادها کنی چون سازد از تو، حوادث نشانه ای
گردون، بر آن رهست که هر دم زند رهی گیتی، بر آن سر است که جوید بهانه ای
باغ وجود، یکسره دام نوائب است اقبال، قصه ای شد و دولت، فسانه ای
پنهان، بهر فراز که بینی نشیبهاست مقدور نیست، خوشدلی جاودانه ای
هر قطره ای که وقت سحر، بر گلی چکد بحری بود، که نیستش اصلا کرانه ای
بنگر، به بلبل از ستم باغبان چه رفت تا کرد سوی گل، نگه عاشقانه ای
پرواز کن، ولی نه چنان دور ز آشیان منمای فکر و آرزوی جاهلانه ای
بین بر سر که چرخ و زمین جنگ میکنند غیر از تو هیچ نیست، تو اندر میانه ای
ای نور دیده، از همه آفاق خوشتر است آرامگاه لانه و خواب شبانه ای
هر کس که توسنی کند، او را کنند رام در دست روزگار، بود تازیانه ای
بسیار کس، ز پای در آورد اسب آز آن را مگر نبود، لگام و دهانه ای

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری تمثیلی و تعلیمی، گفتگویی میان مادر و فرزندی است که در آن، خامی و بی‌تجربگی جوانی در برابر پختگی و درایت پیری به تصویر کشیده شده است. شاعر با بهره‌گیری از نماد پرنده، تضاد میان میل به آزادی و پروازِ بی‌پروا با واقعیت‌های تلخ و پرمخاطره‌ی جهان هستی را تحلیل می‌کند.

محتوای اثر هشداری است به ناپختگان که فریب ظاهر جذاب دنیا را نخورند و اهمیت امنیت و آرامشِ مأمنِ خویش را دریابند. جهان در نگاه شاعر، محیطی ناامن و مملو از دام‌ها و حوادث پیش‌بینی‌ناپذیر است که تنها با آگاهی و احتیاط می‌توان از گزند آن در امان ماند.

معنای روان

دی، مرغکی بمادر خود گفت، تا بچند مانیم ما همیشه بتاریک خانه ای

دیروز پرنده کوچکی از مادرش پرسید تا چه زمانی باید در این لانه تاریک و بسته باقی بمانیم؟

نکته ادبی: واژه "دی" در اینجا به معنای دیروز و اشاره به زمان گذشته نزدیک است که در شعر کهن رایج است.

من عمر خویش، چون تو نخواهم تباه کرد در سعی و رنج ساختن آشیانه ای

من نمی‌خواهم مانند تو عمر خود را در رنج و سختیِ ساختن و نگهداری از لانه هدر بدهم.

نکته ادبی: استفاده از "تباه کردن" در اینجا به معنای صرف عمر در امور بیهوده از دیدگاه پرنده جوان است.

آید مرا چو نوبت پرواز، بر پرم از گل بسبزه ای و ز بامی بخانه ای

هر زمان که نوبت پرواز من برسد، از این گل به آن سبزه و از این بام به آن خانه پرواز خواهم کرد.

نکته ادبی: اشاره به آرزوی آزادی بی‌حد و حصر جوانی که بی‌خیالِ خطر است.

خندید مرغ زیرک و گفتش تو کودکی کودک نگفت، جز سخن کودکانه ای

مرغ دانا با لبخندی گفت: ای فرزند، تو هنوز کودکی و سخنت نیز جز حرف‌های بچگانه و ناپخته نیست.

نکته ادبی: استفاده از صفت "زیرک" برای مادر در تقابل با ناپختگی جوجه قرار دارد.

آگاه و آزموده توانی شد، آن زمان کگه شوی ز فتنهٔ دامی و دانه ای

آن زمان می‌توانی فردی آگاه و آزموده شوی که از بلاها و دام‌های این دنیا باخبر گردی.

نکته ادبی: اشاره به رابطه مستقیم تجربه و خردمندی با شناخت مخاطرات محیطی.

زین آشیان ایمن خود، یادها کنی چون سازد از تو، حوادث نشانه ای

روزی که حوادث روزگار تو را هدف قرار دهد، آرزو می‌کنی که ای کاش در همین لانه امن باقی مانده بودی.

نکته ادبی: کنایه از اینکه امنیت خانه زمانی قدر دانسته می‌شود که فرد طعم تلخ گزندهای روزگار را بچشد.

گردون، بر آن رهست که هر دم زند رهی گیتی، بر آن سر است که جوید بهانه ای

چرخ روزگار پیوسته در پیِ گمراه کردن است و دنیا همیشه در پی بهانه‌ای برای ایجاد بلا است.

نکته ادبی: شخصیت‌بخشی به چرخ گردون که در ادبیات کلاسیک همواره دارای ماهیت فریبنده و خصمانه است.

باغ وجود، یکسره دام نوائب است اقبال، قصه ای شد و دولت، فسانه ای

دنیا سرتاسر محل دام‌های مصیبت است و ثروت و جایگاه بلند، تنها حکایتی خیالی و زودگذر هستند.

نکته ادبی: بهره‌گیری از استعاره "باغ وجود" برای اشاره به جهان که با وجود زیبایی، پر از تله است.

پنهان، بهر فراز که بینی نشیبهاست مقدور نیست، خوشدلی جاودانه ای

بدان که در پس هر بلندی، فرود و پستی وجود دارد و امکان ندارد که خوشحالی و آرامشِ دائم در این دنیا وجود داشته باشد.

نکته ادبی: اشاره به قانون تضاد و فناپذیری در هستی که بر اساس حکمت خیامی تبیین شده است.

هر قطره ای که وقت سحر، بر گلی چکد بحری بود، که نیستش اصلا کرانه ای

حتی هر قطره شبنمی که صبحگاه بر گلی می‌نشیند، می‌تواند دریایی از غم باشد که پایان ندارد.

نکته ادبی: استفاده از اغراق (مبالغه) برای نشان دادن عمقِ بی‌پایانِ دردهای پنهان در ظاهرِ آرامِ طبیعت.

بنگر، به بلبل از ستم باغبان چه رفت تا کرد سوی گل، نگه عاشقانه ای

ببین که بلبل به خاطر دلبستگی عاشقانه به گل، چه ستم‌ها و رنج‌هایی از دست باغبان کشید.

نکته ادبی: ارجاع به مضمون کلاسیک رابطه بلبل و گل که در اینجا نمادِ آسیب‌پذیریِ عاشق است.

پرواز کن، ولی نه چنان دور ز آشیان منمای فکر و آرزوی جاهلانه ای

پرواز کن اما نه آنقدر دور از لانه که راه برگشت نداشته باشی؛ اندیشه‌های جاهلانه و بدون فکر در سر مپروران.

نکته ادبی: توصیه به اعتدال و پرهیز از افراط در ماجراجویی‌های خطرناک.

بین بر سر که چرخ و زمین جنگ میکنند غیر از تو هیچ نیست، تو اندر میانه ای

بنگر که آسمان و زمین با هم در ستیزند و تو در این میان، تنها قربانی هستی و هیچ پناهی جز این خانه نداری.

نکته ادبی: توصیه به درک موقعیتِ انسانی در برابر نیروهای عظیم کیهانی.

ای نور دیده، از همه آفاق خوشتر است آرامگاه لانه و خواب شبانه ای

ای فرزند عزیز، بهترین جایگاه در میان همه جهان، همین لانه و خواب شبانه در آرامش است.

نکته ادبی: به کار بردن تعبیر "نور دیده" به عنوان واژه‌ای عاطفی برای تلطیف فضای پندآموز شعر.

هر کس که توسنی کند، او را کنند رام در دست روزگار، بود تازیانه ای

هر کسی که سرکشی کند، رامش می‌کنند؛ روزگار برای سرکشان تازیانه‌ای تنبیهی دارد.

نکته ادبی: استعاره از تازیانه که نمادِ سخت‌گیری‌های روزگار برای درهم شکستن غرورِ بیجاست.

بسیار کس، ز پای در آورد اسب آز آن را مگر نبود، لگام و دهانه ای

بسیاری از افراد به خاطر اسبِ زیاده‌خواهی و طمعِ خود از پای در آمدند؛ گویا این اسبِ آز، هیچ لگام و کنترلی نداشت.

نکته ادبی: تشبیه "آز" به اسبی سرکش که اگر کنترل نشود، صاحب خود را به نابودی می‌کشاند.

آرایه‌های ادبی

تشخیص (Personification) مرغکی با مادر خود گفت

دادن ویژگی‌های انسانی (گفتگو و تفکر) به پرندگان برای بیان پیام‌های اخلاقی.

استعاره باغ وجود

دنیا به باغی تشبیه شده که علی‌رغم زیبایی، دامی برای گرفتاری انسان است.

کنایه اسب آز

طمع و زیاده‌خواهی به اسبی سرکش تشبیه شده که نیاز به لگام دارد.

اغراق بحری بود که نیستش اصلا کرانه‌ای

بزرگ‌نمایی قطره شبنم برای نشان دادنِ عمق مصایبی که در پسِ ظاهر ساده‌ی جهان نهفته است.