دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

کارگاه حریر

پروین اعتصامی
به کرم پیله شنیدم که طعنه زد حلزون که کار کردن بیمزد، عمر باختن است
پی هلاک خود، ای بیخبر، چه میکوشی هر آنچه ریشته ای، عاقبت ترا کفن است
بدست جهل، به بنیاد خویش تیشه زدن دو چشم بستن و در چاه سرنگون شدن است
چو ما، برو در و دیوار خانه محکم کن مگرد ایمن و فارغ، زمانه راهزن است
بگفت، قدر کسی را نکاست سعی و عمل خیال پرورش تن، ز قدر کاستن است
بخدمت دگران دل چگونه خواهد داد کسی که همچو تو، دائم بفکر خویشتن است
بدیگ حادثه، روزی گرم بجوشانند شگفت نیست، که مرگ از قفای زیستن است
بروز مرگم، اگر پیله گور گشت و کفن بوقت زندگیم، خوابگاه و پیرهن است
مرا بخیره نخوانند کرم ابریشم بهر بساط که ابریشمی است، کار من است
ز جانفشانی و خون خوردن قبیلهٔ ماست پرند و دیبهٔ گلرنگ، هر کرا بتن است

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک مناظره‌ی نمادین میان «حلزون» و «کرم ابریشم» تنظیم شده است که در آن، دو نگرش متفاوت به زندگی در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند. حلزون نماد عافیت‌طلبی، محافظه‌کاریِ افراطی و دیدگاه کوتاه‌مدت است که هرگونه تلاشِ فراتر از حفظِ بقا را بی‌حاصل و آسیب‌زا می‌پندارد.

در مقابل، کرم ابریشم نماینده‌ی نگاهی متعالی است که سختی، کار و فداکاری را نه تنها مایه‌ی تباهی، بلکه علتِ وجودی و مایه‌ی اعتبارِ خویش می‌داند. پیامِ محوری شعر، تقابل میان «زیستنی صرفاً برای حفظِ تن» و «زیستنی مبتنی بر تولیدِ اثر و خدمت به دیگران» است که در نهایت، دیدگاه دوم را پیروزِ میدانِ حقیقت و ارزش می‌شمارد.

معنای روان

به کرم پیله شنیدم که طعنه زد حلزون که کار کردن بیمزد، عمر باختن است

شنیدم که حلزونی به کرم ابریشم طعنه می‌زد و می‌گفت: کار کردن بدون دریافتِ مزد، در واقع به هدر دادنِ عمر است.

نکته ادبی: واژه «کرم پیله» اشاره به همان کرم ابریشم است و «عمر باختن» کنایه از تلف کردن و از دست دادنِ فرصت‌های زندگی است.

پی هلاک خود، ای بیخبر، چه میکوشی هر آنچه ریشته ای، عاقبت ترا کفن است

ای بی‌خبر، چرا برای نابودی خودت تلاش می‌کنی؟ هر چه رشته‌ای، سرانجام همان تبدیل به کفنِ تو خواهد شد.

نکته ادبی: استفاده از تضاد میان عملِ تولیدی (رشتن) و مرگ (کفن) جهت نقدِ افکارِ کوتاه‌بینانه حلزون.

بدست جهل، به بنیاد خویش تیشه زدن دو چشم بستن و در چاه سرنگون شدن است

این کار، مانند این است که آدم با دستِ نادانی، تیشه‌ی جهل را به ریشه‌ی هستی خود بزند و با چشمانِ بسته، در چاهی عمیق سقوط کند.

نکته ادبی: تیشه به ریشه‌ی خویش زدن، کنایه از تدارک دیدنِ اسبابِ نابودی خویش است.

چو ما، برو در و دیوار خانه محکم کن مگرد ایمن و فارغ، زمانه راهزن است

همانند من رفتار کن؛ به فکرِ محکم کردنِ در و دیوارِ خانه‌ی خود باش و هرگز خود را در امان و فارغ از خطر مپندار، چرا که روزگار، راهزنی است که در کمین نشسته است.

نکته ادبی: عبارت «زمانه راهزن است» تشخیص یا همان شخصیت‌بخشی به مفاهیم انتزاعی است.

بگفت، قدر کسی را نکاست سعی و عمل خیال پرورش تن، ز قدر کاستن است

کرم پاسخ داد: تلاش و عمل، هرگز ارزشِ کسی را کم نمی‌کند؛ بلکه برعکس، این فکرِ پرورشِ تن و عافیت‌طلبی است که از قدر و منزلتِ آدمی می‌کاهد.

نکته ادبی: این بیت آغازِ استدلالِ منطقی کرم ابریشم برای ردِ دیدگاهِ مادی‌گرایانه‌ی حلزون است.

بخدمت دگران دل چگونه خواهد داد کسی که همچو تو، دائم بفکر خویشتن است

کسی که همیشه مانند تو غرق در فکرِ حفظِ خویشتن است، چگونه می‌تواند در راهِ خدمت به دیگران گام بردارد؟

نکته ادبی: تأکید بر خودخواهی به عنوان مانعِ رشدِ معنوی و اجتماعی.

بدیگ حادثه، روزی گرم بجوشانند شگفت نیست، که مرگ از قفای زیستن است

در دیگِ حوادثِ روزگار، تقدیرِ همه‌ی ما را به جوش می‌آورند؛ پس جای تعجب نیست، چرا که مرگ، سایه‌وار به دنبالِ زندگی در حرکت است.

نکته ادبی: دیگ حادثه استعاره‌ای از تقدیرِ محتوم و ناگزیر است.

بروز مرگم، اگر پیله گور گشت و کفن بوقت زندگیم، خوابگاه و پیرهن است

اگر در روزِ مرگم، پیله تبدیل به گور و کفنِ من می‌شود، همین پیله در زمانِ زندگی‌ام، خانه و لباسِ من بوده است.

نکته ادبی: کرم ابریشم با نگاهی متعالی، ابزارِ فنای خود را به عنوان ابزارِ تعالی و خانه‌اش توجیه می‌کند.

مرا بخیره نخوانند کرم ابریشم بهر بساط که ابریشمی است، کار من است

مرا بیهوده کرم ابریشم نمی‌نامند؛ هر جایی که بساطی از ابریشم گسترده است، حاصلِ تلاش و کارِ من است.

نکته ادبی: استدلالِ منطقی کرم بر اساسِ نام و اثرگذاری‌اش در جهان.

ز جانفشانی و خون خوردن قبیلهٔ ماست پرند و دیبهٔ گلرنگ، هر کرا بتن است

فداکاری، رنج کشیدن و از جان مایه گذاشتن، ویژگیِ خاندانِ ماست؛ آن پارچه‌های نفیس و رنگین که بر تنِ هر کسی می‌بینی، حاصلِ کارِ ماست.

نکته ادبی: پرند و دیبه واژگانی کهن برای انواعِ پارچه‌های ابریشمیِ نفیس هستند.

آرایه‌های ادبی

مناظره تمامی ابیات

ساختار کلی شعر که گفتگویی منطقی میان دو شخصیت با دو جهان‌بینیِ متضاد است.

نمادپردازی حلزون و کرم ابریشم

حلزون نمادِ عافیت‌طلبی و کرم ابریشم نمادِ تلاش و هنرآفرینی است.

کنایه تیشه به ریشه زدن

تعبیری عام برای نشان دادن خطای کسی که سبب نابودی خود می‌شود.

تشخیص زمانه راهزن است

دادنِ خصلتِ دزدی و راهزنی به مفاهیمِ انتزاعیِ زمان و تقدیر.