دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

فریب آشتی

پروین اعتصامی
ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم
بیا که رایت صلح و صفا برافرازیم براه سعی و عمل، فکر برگ و ساز کنیم
بیا که حرص دل و آز دیده را بکشیم وجود، فارغ از اندیشه و نیاز کنیم
بسی بخانه نشستیم و دامن آلودیم بیا رویم سوی مسجد و نماز کنیم
بگفت، کارشناسان بما بسی خندند اگر که گوش به پند تو حیله ساز کنیم
ز توشه ای که تو تعیین کنی، چه بهره بریم بخلوتی که تو شاهد شوی، چه راز کنیم
رعایت از تو ندیدیم، تا شویم ایمن نوازشی نشنیدیم، تا که ناز کنیم
خود، آگهی که چه کردی بما، دگر مپسند که ما اشاره ها بدان زخم جانگداز کنیم
بلای راه تو بس دیده ایم، به که دگر نه قصه ای ز نشیب و نه از فراز کنیم
دگر بکار نیاید گلیم کوته ما اگر که پای، ازین بیشتر دراز کنیم
خلاف معرفت و عقل، ره چرا سپریم بروی دشمن خود، در چگونه باز کنیم
حدیث روشن ظلم شما و ذلت ما حقیقت است، چرا صحبت از مجاز کنیم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اثر در قالب یک مناظره حکیمانه، تقابل میان فریب‌کاری ظاهری و هشیاری برخاسته از تجربه را به تصویر می‌کشد. در این داستان نمادین، گربه با نقابی از زهد و صلاح، سعی دارد موش را به دامی نو بکشاند، اما موش با تکیه بر حافظه تاریخی خود و زخم‌هایی که از دشمن چشیده، این دعوتِ آلوده به نیرنگ را رد می‌کند و بر حقیقتِ تلخِ گذشته تأکید می‌ورزد.

پیام بنیادین شعر، هشدار نسبت به توبه گرگ و ضرورتِ خردمندی در مواجهه با دشمنی است که تغییر لحن داده، اما ماهیتش تغییر نکرده است. نویسنده با زبانی ساده و روایتی روشن، این حقیقت را یادآور می‌شود که اعتماد به ستمگر، خلاف عقل و معرفت است و نمی‌توان واقعیتِ ظلم را با ظاهرسازی‌های کلامی پاک کرد.

معنای روان

ز حیله، بر در موشی نشست گربه و گفت که چند دشمنی از بهر حرص و آز کنیم

گربه با نیرنگ بر درِ لانه موش نشست و پیشنهاد داد که دیگر وقت آن رسیده است که به خاطرِ حرص و طمع، دشمنی را کنار بگذاریم.

نکته ادبی: استفاده از عبارت ز حیله برای بیان نیت شومِ گوینده است.

بیا که رایت صلح و صفا برافرازیم براه سعی و عمل، فکر برگ و ساز کنیم

گربه گفت: بیا پرچم صلح و دوستی را بالا ببریم و با تلاش و عمل، به فکرِ اندوختنِ توشه برای عاقبت کار باشیم.

نکته ادبی: برگ و ساز کنایه از آمادگی و امکانات برای زندگی است.

بیا که حرص دل و آز دیده را بکشیم وجود، فارغ از اندیشه و نیاز کنیم

گربه پیشنهاد کرد که باید طمعِ دل و زیاده‌خواهیِ چشم را از بین ببریم و وجودمان را از قیدِ نیازهای دنیوی رها کنیم.

نکته ادبی: کشتنِ حرص و آز کنایه از مهارِ نفس است.

بسی بخانه نشستیم و دامن آلودیم بیا رویم سوی مسجد و نماز کنیم

گربه ادعا کرد که ما در خانه نشستیم و دامن به گناه آلودیم، پس بهتر است به مسجد برویم و به عبادت بپردازیم.

نکته ادبی: دامن آلودن کنایه از ارتکاب به گناه و ناپاکی است.

بگفت، کارشناسان بما بسی خندند اگر که گوش به پند تو حیله ساز کنیم

موش در پاسخ گفت: اگر به حرف‌های فریبکارانه تو گوش دهیم و فریب بخوریم، کارشناسان و خردمندان به سادگی و حماقت ما می‌خندند.

نکته ادبی: حیله‌ساز بودنِ گربه، صفتِ اصلی اوست که موش آن را می‌شناسد.

ز توشه ای که تو تعیین کنی، چه بهره بریم بخلوتی که تو شاهد شوی، چه راز کنیم

موش پرسید: از توشه‌ای که تو تعیین می‌کنی چه سودی نصیب ما می‌شود؟ و در آن خلوتی که تو شاهد و ناظر باشی، چه رازی می‌توان گفت؟

نکته ادبی: شاهد شدنِ دشمن در خلوت، کنایه از ناامنی و خطر است.

رعایت از تو ندیدیم، تا شویم ایمن نوازشی نشنیدیم، تا که ناز کنیم

موش گفت: ما هیچ حمایتی از تو ندیدیم که بخواهیم به تو اعتماد کنیم و هیچ نوازشی دریافت نکردیم که بخواهیم با تو صمیمی شویم.

نکته ادبی: تضادِ معنایی میانِ ایمنی و نیاز به نوازش با واقعیتِ رفتارِ گربه.

خود، آگهی که چه کردی بما، دگر مپسند که ما اشاره ها بدان زخم جانگداز کنیم

موش گفت: تو خودت بهتر می‌دانی با ما چه کردی؛ پس دوباره اصرار نکن که زخم‌های جانکاهِ گذشته را به یاد بیاوریم و درباره‌شان حرف بزنیم.

نکته ادبی: اشاره به زخم جانگداز، نمادِ آسیب‌های عمیقی است که ستمگر بر قربانی وارد کرده است.

بلای راه تو بس دیده ایم، به که دگر نه قصه ای ز نشیب و نه از فراز کنیم

موش گفت: ما به اندازه کافی در راهِ تو سختی دیده‌ایم؛ بهتر است دیگر از پستی‌ها و بلندی‌های گذشته حرفی به میان نیاوریم.

نکته ادبی: نشیب و فراز کنایه از ناملایمات و فراز و نشیب‌های زندگی است.

دگر بکار نیاید گلیم کوته ما اگر که پای، ازین بیشتر دراز کنیم

موش با ضرب‌المثلی گفت: گلیمِ ما کوتاه است و ظرفیتِ ما محدود؛ اگر بیش از حد پا دراز کنیم (یعنی بیش از حد اعتماد کنیم)، گرفتار می‌شویم.

نکته ادبی: پای از گلیم درازتر کردن، کنایه از فراتر رفتن از حد و حدود و به خطر افتادن است.

خلاف معرفت و عقل، ره چرا سپریم بروی دشمن خود، در چگونه باز کنیم

موش نتیجه گرفت: چرا باید برخلاف عقل و معرفت رفتار کنیم و درِ خانه خود را به روی دشمنِ قسم‌خورده باز بگذاریم؟

نکته ادبی: تضادِ میانِ عقل و سپردنِ راه به دشمن برای نشان دادنِ غیرمنطقی بودنِ اعتماد به ستمگر.

حدیث روشن ظلم شما و ذلت ما حقیقت است، چرا صحبت از مجاز کنیم

موش پایان داد: ستمِ شما و ذلتِ ما یک حقیقتِ روشن و انکارناپذیر است؛ چرا باید درباره آن به شکلِ غیرواقعی و مجازی صحبت کنیم؟

نکته ادبی: مجاز در اینجا به معنای غیرحقیقی و ظاهری است که در مقابلِ حقیقت قرار گرفته است.

آرایه‌های ادبی

مناظره کل شعر

ساختار کلی شعر که گفتگویی میان دو شخصیت (گربه و موش) با جهان‌بینی‌های متفاوت است.

تشخیص زبان گربه و موش

جان‌بخشی به حیوانات که هرکدام نماد یک تیپ شخصیتی در جامعه انسانی (ظالم و مظلوم) هستند.

کنایه پای از گلیم دراز کردن

کنایه از تجاوز از حد و اندازه و به خطر افتادن موقعیت امن خود.

تضاد حقیقت و مجاز

تضاد میان وضعیت واقعی و تلخ زندگی و ادعاهای پوچ و غیرواقعیِ گربه.