دیوان اشعار - مثنویات، تمثیلات و مقطعات

پروین اعتصامی

سرو سنگ

پروین اعتصامی
نهان کرد دیوانه در جیب، سنگی یکی را بسر کوفت، روزی بمعبر
شد از رنج رنجور و از درد نالان بپیچید و گردید چون مار چنبر
دویدند جمعی پی دادخواهی دریدند دیوانه را جامه در بر
کشیدند و بردندشان سوی قاضی که این یک ستمدیده بود، آن ستمگر
ز دیوانه و قصهٔ سر شکستن بسی یاوه گفتند هر یک بمحضر
بگفتا همان سنگ، بر سر زنیدش جز این نیست بدکار را مزد و کیفر
بخندید دیوانه زان دیورائی که نفرین برین قاضی و حکم و دفتر
کسی میزند لاف بسیار دانی که دارد سری از سر من تهی تر
گر اینند با عقل و رایان گیتی ز دیوانگانش چه امید، دیگر
نشستند و تدبیر کردند با هم که کوبند با سنگ، دیوانه را سر

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این قطعه شعری با روایتی داستانی، به نقد رفتار جامعه و قضاوت‌های سطحی و ناپخته می‌پردازد. داستان با حرکتِ یک فردِ به ظاهر دیوانه آغاز می‌شود که با عملی غیرعقلانی به دیگری آسیب می‌رساند، اما در ادامه، ماجرا به سوی نقدی گزنده بر نهاد قضاوت و عدالتِ نمایشی پیش می‌رود. در واقع، شاعر با وارونه جلوه دادن جایگاه عقل و جنون، کسانی را که بر کرسی قضاوت نشسته‌اند اما از درکِ ریشه‌ای مسائل عاجزند، به باد انتقاد می‌گیرد.

در این حکایت، مرز باریک میانِ عقل و بی‌‌خردی برداشته می‌شود؛ جایی که مدعیانِ خرد و قانون، خود به رفتاری دست می‌زنند که تفاوت ماهوی با عملِ همان دیوانه ندارد. شاعر به طعنه می‌گوید که وقتی تصمیماتِ حاکمان و قاضیان جامعه تا این حد سطحی و انتقام‌جویانه باشد، دیگر انتظارِ عدالت از سوی آن‌ها امیدی عبث است و جامعه‌ای که چنین مدیرانی دارد، خود گرفتارِ جنونی نهان است.

معنای روان

نهان کرد دیوانه در جیب، سنگی یکی را بسر کوفت، روزی بمعبر

مردی دیوانه سنگی را در جیب خود پنهان کرد و روزی در گذرگاه، آن سنگ را بر سر رهگذری کوبید.

نکته ادبی: جیب در متون کهن علاوه بر معنای امروزی، به معنای گریبان یا کیسه‌ای در لباس نیز بوده است.

شد از رنج رنجور و از درد نالان بپیچید و گردید چون مار چنبر

آن رهگذر از شدت درد ناله و فریاد سر داد و از رنج و درد، به خود می‌پیچید و مانند ماری چنبرزده دور خود می‌تابید.

نکته ادبی: مار چنبر: تشبیهی برای پیچیدن بدن از درد که نشان‌دهنده شدت رنج است.

دویدند جمعی پی دادخواهی دریدند دیوانه را جامه در بر

جمعی از مردم برای دادخواهی و حمایت از فرد مصدوم به سمت دیوانه دویدند و لباس‌های او را دریده و او را مورد حمله قرار دادند.

نکته ادبی: دریدن جامه، کنایه از خشم و هیجان عمومی برای تنبیه فرد خطاکار است.

کشیدند و بردندشان سوی قاضی که این یک ستمدیده بود، آن ستمگر

آن‌ها دیوانه را کشان‌کشان نزد قاضی بردند تا میان آن‌ها قضاوت کند؛ در حالی که مشخص بود یکی مظلوم است و دیگری ظالم.

نکته ادبی: ستمگر در اینجا به معنای فردی است که ستم کرده، یعنی همان دیوانه.

ز دیوانه و قصهٔ سر شکستن بسی یاوه گفتند هر یک بمحضر

اطرافیان در محکمه قاضی، پیرامون ماجرای شکستن سر، بسیار سخنان بی‌مایه و بیهوده گفتند.

نکته ادبی: محضر به معنای دادگاه یا محل حضور قاضی است.

بگفتا همان سنگ، بر سر زنیدش جز این نیست بدکار را مزد و کیفر

قاضی حکم داد که همان سنگ را بر سر دیوانه بکوبید، چرا که پاداش کار بد، جز تلافی و انتقام نیست.

نکته ادبی: مزد و کیفر در اینجا اشاره به مکافات عمل دارد که قاضی آن را با خشونت پاسخ می‌دهد.

بخندید دیوانه زان دیورائی که نفرین برین قاضی و حکم و دفتر

دیوانه از این قضاوتِ احمقانه و حکمِ بی‌پایه قاضی خندید و نفرین و سرزنش خود را نثار این دادگاه و حکم و دفتر قانون کرد.

نکته ادبی: دیورائی به معنای دیوانگی، جهالت و رفتار غیرعاقلانه است.

کسی میزند لاف بسیار دانی که دارد سری از سر من تهی تر

دیوانه با تمسخر گفت: کسی ادعای خردمندی فراوان دارد که خودش از من نادان‌تر و تهی‌مغزتر است.

نکته ادبی: لاف زدن به معنای ادعای گزاف و بیهوده داشتن است.

گر اینند با عقل و رایان گیتی ز دیوانگانش چه امید، دیگر

اگر این‌ها عاقلان و تدبیرگران دنیا هستند، دیگر چه انتظاری از دیوانگان می‌توان داشت؟ (یعنی عاقلانِ شما بدتر از دیوانگان هستند).

نکته ادبی: رایان جمع رای به معنای صاحب نظران و عاقلان است.

نشستند و تدبیر کردند با هم که کوبند با سنگ، دیوانه را سر

مردم و قاضی با هم به مشورت نشستند و تصمیم گرفتند که سر دیوانه را با سنگ بشکنند.

نکته ادبی: تدبیر در اینجا به معنای برنامه‌ریزی و هم‌فکری برای یک کار خشونت‌آمیز است.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چون مار چنبر

تشبیه رنج و پیچش فرد آسیب‌دیده به ماری که چنبره زده است برای نمایش شدت درد.

تضاد و تناقض دیوانه و قاضی

تضاد میان دیوانگی ظاهری و خردِ مدعیان قانون؛ شاعر نشان می‌دهد که قاضی از دیوانه احمق‌تر است.

کنایه جامه در بر دریدن

کنایه از خشم شدید و اقدام هیجانی مردم برای تنبیه دیوانه.