دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۴۵

عبید زاکانی
بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین یک باره بشسته دست از دنیی و دین
در گوشه نشسته ام به فسقی مشغول هرگز که شنیده فاسق گوشه نشین

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این دو بیت بیانگر حالتی از گسستگی عمیق از جهان پیرامون و رهایی از بندهای مرسوم اجتماعی و اعتقادی است. شاعر با رویکردی رندانه، چارچوب‌های سنتیِ قضاوت درباره نیک و بد، دین و دنیا و حتی مفهوم تقوا و گناه را به چالش می‌کشد.

فضای حاکم بر اشعار، نوعی عزلت‌نشینیِ معترضانه است که در آن گوینده نه تنها از پیوندهای عاطفی با دیگران فاصله گرفته، بلکه با درهم‌شکستن تصویرِ کلیشه‌ایِ «فاسق» و «گوشه‌نشین»، وضعیتی نوین و متناقض‌نما برای خویش ترسیم کرده است.

معنای روان

بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین یک باره بشسته دست از دنیی و دین

دیگر نسبت به هیچ‌کس احساس مهر و محبت یا کینه و دشمنی ندارم؛ چرا که به‌طور کامل از تمامی دلبستگی‌های دنیوی و باورهای مذهبی دست شسته‌ام و از آن‌ها کناره گرفته‌ام.

نکته ادبی: «دست شستن» کنایه از رها کردن و صرف‌نظر کردن است. تقابل «مهر و کین» و «دنیی و دین» در یک بیت، گستره‌ی رهایی شاعر از همه تعلقات انسانی را نشان می‌دهد.

در گوشه نشسته ام به فسقی مشغول هرگز که شنیده فاسق گوشه نشین

در کنج عزلت نشسته‌ام و به نوعی فسق و عصیان مشغولم؛ آیا تا به حال کسی شنیده است که گناهکاری، گوشه‌نشین و منزوی باشد؟

نکته ادبی: شاعر با کنار هم قرار دادن دو واژه متضاد «فاسق» (که معمولاً اهل هیاهو و حضور در اجتماع است) و «گوشه‌نشین» (که معمولاً اهل زهد و خلوت است)، پارادوکس یا متناقض‌نمایی هنرمندانه‌ای خلق کرده است.

آرایه‌های ادبی

تضاد (طباق) مهر و کین، دنیی و دین

استفاده از واژگان متضاد برای نشان دادن گستره کامل رهایی از تعلقات.

کنایه دست شستن

کنایه از رها کردن و کنار گذاشتن چیزی.

متناقض‌نما (پارادوکس) فاسق گوشه‌نشین

جمع بستن دو ویژگی متضاد گناهکاری و گوشه‌نشینی برای برجسته کردن وضعیت غیرمتعارف شاعر.