دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۴۱

عبید زاکانی
دل سیر شد از غصهٔ گردون خوردن وز دست ستم سیلی هر دون خوردن
تا چند چو نای هر نفس ناله زدن تا کی چو پیاله دمبدم خون خوردن

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این اشعار بازتابی از بیزاری و ملال عمیق شاعر از گردش روزگار و رنج‌های بی‌پایانی است که بر او تحمیل می‌شود. او از تکرارِ مداومِ مصائبِ دنیوی و تحملِ ستمِ نااهلان به ستوه آمده و در جستجوی راهی برای رهایی از این دور باطل است.

لحن کلی اثر پرسش‌گرانه و آکنده از حسِ انزوا و خستگی روحی است که در آن، شاعر با استفاده از تشبیهات ملموس، وضعیتِ ناگوارِ خود را ترسیم کرده و بر بی‌حاصل بودنِ رنج‌های تکراریِ خویش تأکید می‌ورزد.

معنای روان

دل سیر شد از غصهٔ گردون خوردن وز دست ستم سیلی هر دون خوردن

جانم از تحملِ پی‌درپیِ رنج‌های روزگار و تاب آوردنِ بی احترامی‌ها و ستم‌های افرادِ فرومایه، لبریز و خسته شده است.

نکته ادبی: گردون در ادبیات کلاسیک استعاره از آسمان، فلک و به‌تبع آن، تقدیر و روزگار است. دون به معنای پست و حقیر است و تکرارِ واژه خوردن در هر دو مصراع، بر شدتِ ملالِ شاعر می‌افزاید.

تا چند چو نای هر نفس ناله زدن تا کی چو پیاله دمبدم خون خوردن

تا چه زمانی باید مانند نِی، بی‌وقفه ناله کنم و بسوزم؟ و تا کِی باید همچون پیاله‌ای که مدام از خون (شرابِ سرخ) پر می‌شود، پیوسته رنج و غصه بنوشم؟

نکته ادبی: نای نمادِ فریادِ برخاسته از درونِ تهی است. خون خوردن کنایه‌ای از غصه خوردن و رنجِ مداوم کشیدن است و تشبیه به پیاله، تصویری از پایداری در پذیرشِ رنج را به دست می‌دهد.

آرایه‌های ادبی

تشبیه چو نای

تشبیه شاعر به نِی برای نشان دادن ناله‌های مداوم و بی‌پایان.

کنایه خون خوردن

کنایه از تحملِ غم و اندوهِ بسیار و رنجِ جانکاه.

تشبیه چو پیاله

تشبیه شاعر به پیاله برای بیانِ پذیرشِ مدامِ تلخی‌ها و رنج‌ها.

استعاره گردون

استعاره از روزگار و تقدیرِ محتوم که عاملِ اصلیِ گردشِ رنج‌هاست.