دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۴۰

عبید زاکانی
بیم است که در بیخودی افسانه شوم وانگشت نمای خویش و بیگانه شوم
ای عقل فضول میدهد زحمت من ناگاه ز دست عقل دیوانه شوم

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

این ابیات بیانگر کشمکش درونی میان عقل مصلحت‌سنج و حالت شوریدگی عاشقانه است. شاعر از اینکه در مسیر جست‌وجوی حقیقت و رهایی از خویشتن، مورد قضاوت دیگران قرار بگیرد و به عنوان فردی غیرعادی یا دیوانه شناخته شود، بیمناک است.

در این فضا، عقل به مثابه نیرویی مزاحم تصویر شده است که با دخالت‌های بی‌جایش، آرامش دل را سلب کرده و فرد را به مرز جنون می‌کشاند. تقابل میان هشیاری عاقلانه و بیخودی عارفانه، هسته مرکزی این تصویرسازی است.

معنای روان

بیم است که در بیخودی افسانه شوم وانگشت نمای خویش و بیگانه شوم

می‌ترسم که در این حالتِ ازخودبی‌خود شدن، به قصه و داستانی بر سر زبان‌ها تبدیل شوم و مورد توجه و مایه تمسخر آشنایان و غریبه‌ها قرار بگیرم.

نکته ادبی: بیخودی در این بیت، نشان‌دهنده حالتی از وجد و سرگشتگی است که در آن فرد از هشیاری دنیوی فاصله می‌گیرد.

ای عقل فضول میدهد زحمت من ناگاه ز دست عقل دیوانه شوم

ای خرد دخالت‌گر که مدام مرا آزار می‌دهی، بیم آن دارم که ناگهان به خاطر فشار و سیطره تو، تعادل خود را از دست بدهم و به دیوانگی برسم.

نکته ادبی: صفت فضول برای عقل، به معنای خردی است که بی‌جا در امور قلبی دخالت می‌کند و مانع رسیدن به مقام عاشقی است.

آرایه‌های ادبی

کنایه افسانه شدن

به معنای مشهور شدن منفی یا دهان به دهان چرخیدن احوال کسی به عنوان فردی عجیب و غریب است.

تشخیص عقل فضول

به عقل، صفت انسانی فضولی نسبت داده شده است که گویی موجودی است که مزاحم شاعر می‌شود.

کنایه انگشت‌نما شدن

به معنای مورد توجه منفی قرار گرفتن و به اصطلاح انگشت اتهام یا تمسخر به سوی کسی دراز شدن است.