دیوان اشعار - رباعیات

عبید زاکانی

رباعی شمارهٔ ۳۷

عبید زاکانی
ای دل پس از این غصهٔ ایام مخور جز نی مطلب همدم و جز جام مخور
مرسوم طمع مدار و تشریف مپوش ادرار قلم بر نه و انعام مخور

درک و برداشت

هوش مصنوعی

درون‌مایه و پیام

درونمایه اصلی این ابیات، دعوت به دوری از تعلقات دنیوی و رهایی از بندهای جاه‌طلبی و وابستگی‌های اداری و حکومتی است. شاعر با رویکردی زاهدانه و در عین حال آزاداندیش، مخاطب خود را فرا می‌خواند تا از اندیشیدن به ناپایداری روزگار دست بشوید و به جای جستجوی ثروت، مقام یا پاداش‌های قلمی، به آرامشِ درونی و خوش‌باشی‌های ساده همچون شنیدنِ موسیقی پناه ببرد.

فضای حاکم بر این سخن، آمیزه‌ای از بی‌اعتنایی به دنیا و نوعی استغنای طبع است. نویسنده با زبانی آمرانه و پندآموز، بر این باور است که آرامش حقیقی نه در گروِ درآمدهای حکومتی و مناصبِ پرزرق و برق، بلکه در بریدن از وابستگی‌های مادی و پذیرشِ رهاییِ بی‌پایان نهفته است.

معنای روان

ای دل پس از این غصهٔ ایام مخور جز نی مطلب همدم و جز جام مخور

ای جانِ من، پس از این دیگر اندوهِ سختی‌ها و ناپایداریِ روزگار را به دل راه مده.

نکته ادبی: واژه «ایام» در اینجا کنایه از حوادثِ تلخ و ناخوشایندِ گذر زمان است.

مرسوم طمع مدار و تشریف مپوش ادرار قلم بر نه و انعام مخور

به غیر از نوای نی، هم‌نشینی نطلب و جز پیاله (نمادِ شادی و بی‌خبری از غم) به سراغ چیز دیگری مرو.

نکته ادبی: «جام» در ادبیات کلاسیک نمادی از فراموشیِ رنج‌های دنیوی و رسیدن به نشئه‌یِ عرفانی یا شادیِ پایدار است.

آرایه‌های ادبی

کنایه غصهٔ ایام مخور

به معنای پرهیز از اضطراب و نگرانی در برابر سرنوشت و گذر زمان است.

نماد جام و نی

نمادهایی برای شادی‌های اصیل و بی‌آلایش در برابر هیاهوی قدرت و سیاست.

تکرار مخور

تکرار فعل امر در پایان مصراع‌ها برای تأکید بر نهی از کارهای دنیوی و افزایش لحنِ قاطعانه کلام.